خرید بک لینک

در مطلب قبلی ذکری به میان آمد از هجمه لفظی یکی از حضار در اولین جلسه سخنرانی استاد فقید سیداحمد فردید پس از پیروزی انقلاب اسلامی و دفاع کسی که خود را عضو سازمان مجاهدین خلق عنوان کرده بود از ایشان. شکی نیست که مرحوم فردید بین میارزه چی گری روشنفکر مآبانه با مبارزه جدی فداکارانه جوانان تفاوت قائل بود اما نباید تصور کرد که دسته اخیر را احبانا از نظر فکری نیز جدی بحساب می آورد. لذا بمنظور رفع شبهه چند دقیقه ای از سخنرانی جلسه 16/6/1360 یعنی یک هفته پس از ترور و شهادت شهید رجائی و شهید باهنر ذیلا نقل می گردد:  

 در مواردی که استاد در وسط جمله مطلب را عوض و یا تصحیح نموده: ...

در مواردی که کلمه یا جمله ای برای نگارنده مفهوم نشده: [...] و [......]

در مواردی که در تحریر دقیق کلمه ای تردید وجود داشته: (؟)

داخل {} اضافاتی است از نگارنده:

"بسمه تعالی، به نام خدای پریروز و پس فردا، به نام وطن پریروز و پس فردا، به نام ملت و ملیت پریروز و پس فردا - امروز می گویم به مناسبتی(1) - من غالبا روشم، رسمم این است که خب اجمال و تفصیل هست، روشم در بیان مطالب دور زندآگاهانه است و این دور زندآگاهانه هم...هنوز که اسم را اجمالا گفته ام ولی به تفصیل نرسیده ام. تازه تفصیلش هم مجمل خواهد بود، دوباره دور درش خواهد بود از اجمال به تفصیل، دوباره همان تفصیل مجمل است، باز برگشتن و دور زدن، حالا این دور زندآگاهانه چیست، چند جلسه است دارم زمینه معین می کنم تا اینکه شاید بتوانم یک قدری وارد شوم به این مساله cercle herméneutique به اصطلاح فرانسه که چیست "دور". "دور" که دور صحیح است، "دور" بارور است نه دور فاسد و باطل. این "دور" مستلزم این است که ما در متدولوژی به اصطلاح و مبحث "منهج" که علم... قائل به وحدت علوم نباشیم و فقط روش علوم را عبارت از بیان علل به معنی علمی لفظ... به معنی علمی آنهم به معنی امروزی لفظ قرار بدهیم. علاوه بر این که اصطلاحا در غربی ها می گویند explication (اکسپلیکاسیون) و explication (اکسپلیکیشن) و این اکسپلیکشن "بیان علت" گفته اند پیشینیان، "تعلیل" گفته اند، بعد الفاظ هم که همینطور دیمی است، {حالا} اسمش را گذاشته اند "1"(2). و این تبیین هم که گفته اند مقصودشان همان اکسپلیکاسیون علمی است، بیان علل امور است اعم از اینکه علم طبیعت و ریاضی باشد... علوم طبیعت و ریاضی باشد یا علوم انسانی و اجتماعی و این تبیین که شما امروز می گوئید معنایش اکسپلیکاسیون است، یعنی شما بیان کنید امور را با شروع به اصالت علم و عقل کاذب معکوس به معنائی که من یک بیتی از مولانا خواهم خواند(3). بعد در این "تبیین" در عین حال "تاویل" هم هست، "تفسیر" هم هست، ولی تاویل فاسد جاهلانه گاهی پیدا می شود. اینها از.. می گوید من علمی فکر می کنم بعد درست علمی که فکر نمی کند هیچی! در علوم انسانی هم که می آید بنام علم یک ترهاتی بهم می بافد اسمش را هم می گذارد "تبیین"! این یک چیزِ همینطور گفتم ترهات است، یک "آش شله قلم کار"ی است و اینجور اکسپلیکاسیون ها بنام علم تو مملکت ما هست. از جمله کتابیست به اسم "تبیین 1"، اسمش "تبیین جهان" است. مال کیه؟ - یکی از حضار : رجوی، مسعود رجوی – این آقا زبان خارجی که نمی داند، اصلا هم که...خوب است! خوشبخت آنکسی که خر آمد الاغ رفت اما آن را نمی گویم ها! خوشبخت هم که نیست! نگار من که به مکتب نرفت و همینطور[...]، حالا این می گوید من تبیین جهان می کنم علمی! کدام علم؟ بعد همین آقا که تبیین جهان می کند می رود به "جهان بینی" و جهان بینی اش تبیین جهان است، الفاظِ ترجمه است. Cosmologie  باصطلاح غربی ها یعنی جهان شناسی. "کوسمولوژی" غیر از "جهان بینی" است. در این تبیین جهان، "جهان شناسی" با "جهان بینی" با هم فرق گذاشته...مخلوط شده، جهان بینی هم با ایدئولوژی و ایدئولوژی هم برگشته شده به تبیین جهان، علمی فکر می کند! ببینید تفکر علمی کسانی چون بنی صدر و اینها چیست؟ از این قبیل است! حالا این هرمنوتیک درش هست یا نه؟ "دور" هست در اکسپلیکاسیون(؟) {اما}دور فاسد، دور اصلا بدتر از فاسد، اینها باصطلاح تاویلات جاهلانه خودبنیادانه فاسد... تبیین می کند، برمی گرداند... تاویل یعنی صرف ظاهر به باطن، اما آن باطنش چیست که برمی گرداند؟ هیچی! صرف قردیگری مدام (؟) و عنترمآبی و یک تبیین 1  جهان! من نمی خواهم حالا کاسه کوزه را سر این بشکنم، مثال زدم. مرحله ما مرحله ای است که از اینگونه تبیینات جهان اختصاصی به این ندارد. درباره اش جاهای دیگر هم می شود پیدا کرد. حالا یک کسی تببین جهان بکند یک دفعه ممکن است مثلا یک واعظ السلطنه قدیم... یا وعاظ السلاطین باشد فی المثل. خب اینها حتما تببین که می کردند امور را یا بیان امور که می کردند حتما لازم نیست که به  قرآن و دین و کلمات بزرگان دین باز بگردد، گاهی هم اینطور هست دیگر، از آن منبری های سابق زمان شاه بودند می رفتند منبر – درباری - آنها هم تببین جهان می کردند، آیه قرآن هم می خواندند. بنده نمی خواهم بگویم خودم حالا واقعا جدا از دیگران هستم ولی سعیم هستش که بگویم که خب خودآگاهی و امعان نظر باید که سعی کرد پیدا کرد. نه اینکه حالا من میگویم که تافته جدا بافته ای هستم ولی خب تا آنجائیکه این تافته، تافته غرب زده مضاعف و منورالفکری زده و از اینهاست که من سعی می کنم که حتی الامکان بیان کنم که درست نیست و غلط است دیگر، این هست."

1 – اشاره به مقاله ای است که با عنوان "این وطن مصرو عراق و شام نیست" در روزنامه منتشر شده بوده است.

2 – استاد در ادامه همین جلسه در جائی توضیح می دهد که: "تبیین" به معنی قدیم لفظ غیر از "تبیین معمولی" امروز است. اکسپلیکیشن که "بیان" تویش نیست، "علمه البیان"، انسان "بیان" دارد، "زبان" است یا همینطور بیان امور است و "تبیان" هم هست"

3 – در ادامه استاد اشاره نموده است به این عنوان در دفتر پنجم مثنوی مولوی:"جواب آن مغفل که گفته است که خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی..." شامل این بیت:"عقل کاذب هست خود معکوس بین/زندگی را مرگ بیند ای غبین"

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 8:53

صفحه بندی