خرید بک لینک

"دیدید که من در طرح مسائل می روم تا فیها خالدون فلسفه غرب از طرف دیگر با اسلام مقایسه می کنم و بنا براین شما ببینید من همیشه حرفهایم نظر عام و شامل است که غیر از کلی گفتن و جزئی گفتن است. نظر عام و شامل مال فلسفه است، مال حکمت است بعد یک مصادیقی من چاره ای ندارم بهش اشاره کنم، مساله این است. اما در سیاست همه اش که نمی شود رفت به نظر عام و شامل، فرض کنید فعلا بیشتر در مسائل کنکرت و انضمامی هستند، بجای خودش صحیح است ولی فرض کنید شهید مطهری هم توجه به سیاست داشت - سیاست روز - هم می رفت به نظر عام و شامل. چنانچه به دوستانش شهید مطهری می گفت اصلا من در این سیاست می خواهم بروم کنار و در نظر عام و شامل کارم را تکمیل کنم. من بارها گفته ام مزاجا من کسی که یک قدری خودم را باهاش یک همسخنی می بینم و اصلا گاهی فکر می کنم که ای خدا چطور شد؟ مثل احساس یکنوع خلا می کنم در خودم از فقدان کسانی چون شهید مطهری. دکتر بهشتی بیشتر از شهید مطهری به روز - بهشتی ها! - به مسائل روز سیاست هم توجه می کرد چون آدم باید هشت جهت خودش بقول هندیها بجای چهار جهت بپاید و شش جهتش. سیاست است، کار سختی است. منتهی طرح مسائل عام و شامل حکمی هم باید بشود چنانکه هی غربی ها دارند فلسفه می بافند، باید باشد زمانش هم نیست. حالا من خودم هم فلسفه می گویم ولی فلسفه را نمی گویم از سیاست جداست، من فیلسوفم کاری به سیاست ندارم، نه! خیلی به سیاست توجه دارم. جمع سیاست و دین به یک معنی که گفتم، انقلابی که سیاست و دین را، فلسفه را اولین دفعه با هم جمع کرد این انقلاب اسلامی است، که می خواهد جمع کند. عواملی هم هست، هنوز که امام زمان ظهور نکرده، ببینید ما در دوره پست مدرن هستیم. آن جهاتی هم که هست یکی بزرگ می کند برای اینکه جمهوری اسلامی را بگوید "نه"، {ولی} من یادآوری می کنم بسهم خودم برای اینکه توجه حاصل بشود که این عوامل هم هست. معنایش این نیست که بخواهم جمهوری اسلامی را طرد کنم، نه! من کل جمهوری اسلامی را تمام وجودم مدافعش است، "کل" جمهوری اسلامی. در ذیل کل، کمال که نیست. کمال این انقلاب، انقلاب مهدی موعود است. در جهت باید بود. اگر یک جائی ببینم در جهت نیست خب اشاره می کنم. نقص است و کمال، بجهت کمال مهدی موعود، در جهت ها!" (سید احمد فردید، دانشکده حقوق دانشگاه تهران 3/4/1365 )

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: پنجشنبه 24 بهمن 1398 ساعت: 12:21

صفحه بندی