در مواردی که استاد در وسط جمله مطلب را عوض و یا تصحیح نموده: ...
در مواردی که کلمه یا جمله ای برای نگارنده مفهوم نشده: [...] و [......]
در مواردی که در تحریر دقیق کلمه ای تردید وجود داشته: (؟)
داخل {} اضافاتی است از نگارنده:
"از مسائلی که بنده می خواستم مطرح کنم برای شما مساله حکمت انسی و گنوستیک است. داشته باشید جلسه آینده من اگر رسیدم {مطرح می کنم که} چرا عنوان آنچه می خواهم فکرخودم را، اندیشه خودم را، فکر ناقصم...- فکرم تفکر پریروز و پس فردا نیست همین... همینجوری اندیشمندانه باصطلاح که می گویم - گذاشته ام "حکمت انسی و علم الاسماء تاریخی". اصلا کلمه "انس" با "گنوسیس" و "شناسائی" همریشه است. کلمه انس و ترکیباتی که دارد، لغات عربی متعدد را بعدش که گنوس را مطرح کردم به شما خواهم گفت؟ چرا مسیحیان و دسته هائی شروع کردند مخالفت با گنوستیک؟ بعد قتل عام(؟) کردند گنوستیک ها را، بعد آمدند گفتند که "انقلابات امروزی که شروع شده اینها همه اهل بدعتند، اینها روح گنوستیک دارند، گنوستیک مسیحی نیست، میستیک درست است"
"می گویم این "میستیک" را به "عرفان" ترجمه می کنند در غرب، این اصلا تعبیه است، چشم و گوش مردم بستن است. می گویند مسیحیت میستیک بود ولی گنوستیک نبود. "گنوس" می شود "شناسا" با کلمه شناسا یکیست، کلمات متعددی دارد بعد به شماها خواهم گفت که این کلمه یک اثنینیت بین نیستی و هستی درش هست و حتی باید گفت اوستا هم به گنوستیک... دیانت مسیح... خب اینها من می برم به گنوس. درینجا جهان رزمگاه میان خیر و شر است، انسان باید در مقابل شر با جهاد اصغر و اکبر رزم و نبرد بکند. حالا شروع کردند... حس کردند... یک "اریک فوگلین" (Eric voegelin) داریم که بنام مسیحیت تمام انقلابات را به حساب گنوس برده و به یک طرز مسیحی... یک "ارنست توپیچ" ننگین تر از ننگین اطریشی نئوپوزیتیویست، همان حرفهایش را پوپر به صورت دیگری برده - حالا ابطال پذیر، اثبات پذیر - صورت دیگری داده، آن آمده...آن هم گنوستیک را منکر می شود، آن می گوید، گنوس، گنوستیک آثار باقی مانده قبل از علم است او دفاع از علم می کند، علم جدید."
"حال آنکه اصلا کتاب "مصباح الانس" در شرح کتاب معروف قونوی... اسمش را گذاشته اند مصباح الانس دیگر. حکمت انسی را بنده اگر بخواهم ترجمه کنم می گویمLa Sagesse Gnostique می گویم اعتقاد من این است تصوف هم دو جهت دارد، یک جهت گنوستیک است که این جهت گنوستیک می رود آخرش به هیبت، به ترس آگاهی و سبحان الله، و بعد هم انس با او پیدا می کند، این قویست در تصوف، این گنوستیک است. این تصوف می آید در "هجویری" در کتاب هجویری. هجویری را بخوانید که فارسی است، در کتابِ... اسمش چیست؟ - یکی از حضار:" کشف المحجوب" - کشف المحجوب! "شرح تعرف" را بخوانید. یک جریان دیگری است که می رود به "مقامات العارفین" بوعلی سینا، آن میستیک است، جهت هیبت، تسبیح، ترس آگاهی، مرگ آگاهی، دل آگاهی ضعیف {است}. آنها برعکس است ولی در عین حال احوال و مقامات مطرح هستش دیگر، در عین حال آنها با اینکه گنوستیک و حکمتشان حکمت انسی است و از آنجا حوزه محی الدین عربی {ولی} زمان، زمانی نبوده که سیاست و دین را و گنوستیک را با دین و سیاست مثل امروز {جمع کنند}"
"من بدون اینکه بخواهم بروم به "مداهنه"... یک کلمه فرنگی داریم می گویند [...] یعنی "اذعان"، ریشه اش با اذعان یکی است، به لاتینی می شود [...]، این می شود اذعان، عجب این است که [...]، این به معنی تملق و دروغ است، می شود مداهنه. اگر انسان مذعن به یک امری بود و موضع گرفت این می شود [...]،اگر قلبا مذعن نبود و شروع کرد مثلا ستایش جمهوری اسلامی، این کارش مداهنه است. من متوجهم نمی خواهم الآن مداهنه باشد، امیدوارم که... خودم نمی دانم درست، برای اینکه اینجا دیگر رعونت(؟) نفس است. اذعان دارم به این انقلاب، اذعان قلبی می خواهم داشته باشم {به این انقلاب} در خارج از فلسفه. اذعان یک امر همگانی است ممکن شما اذعانتان بیشتر از من باشد منتها من بیان می کنم مطالبم را با شروع به اذعان قلبی نسبت به انقلاب. ببینید یک چیزی که در امام هست گنوستیک است، رزمگاه خیر و شر است، آقا بایستی سیاست و دین جمع بشود برای جهاد اصغر و اکبر."
"اصلا دیگر اینها ساخته و پرداخته امریکا هستند این یهودی... من نمی دانم اریک فوگلین... کاش... من نمیدانم یهودی است یا نه. استوپیچ هم اسمش بگوش من چیز می آید، این آقا اطریشی است. این آقای اریک فوگلین نمی دانید چقدر دارند گنده اش می کنند برای اینکه هر جا اثری از انقلاب و "نه" باشد و مبارزه با ظلم و جورِ عالم، این می گوید اینها هرتیک اند، اهل بدعتند، اینها هرتقه هستند، همه شان. معلوم است برای این مردم مرتجع مدرن افتاده در منجلاب مطامع غرب مخصوصا، مطامع غرب که شما دارید می بینید هر انقلابی می شود گنوستیک است، (هر انقلابی) حکمت انسی است. توپیچ هم می آید تو کار. بله حالا اینها از زور پسی است. حکمت انسی در جهان شروع شده امروز در آن جهانی که روزگاری می گفتند جای عالم رزمگاه خیر و شر است، رزمگاه میان ظلم است و ستمگری و... {رزمگاه} "داد" است و "بیدادی"، "داد" می گویم و "بیداد". بیدادی یعنی ظلم یعنی ستم. امروز این رزم در مقابل بیدادی در جهان هر روز... اخبار را نگاه کنید، من خواهش میکنم شب بروید اخبار جهان را بخوانید ببینید کل جهان چگونه می خواهد مبارزه با بیدادی بکند و دولتها چگونه اند که می خواهند به مدد یهودی و ماسونی - صهیونی چیزی نیست {مهم} این دوتاست - این بیدادی را نگه بدارند. در موضع ضعفند! در موضع دفاعند! امریکا همواره روزگارش بدتر است، اخبار امروز را بخوانید ببینید امریکا چه خبر است، اخبار انگستان را بخوانید ببینید چه خبر است. خب عادت {ما} بوده، ممالک غربی عادت {ما} است، انگلستان. امپراطوری آخرین مرتبه... امپراطوری ظلم و جور بی سابقه در تاریخ که زهوارش دررفته عادت ماست. گفتم هنوز نشریاتی داریم که انگلیس پرستی را تبلیغ می کنند، کتابهائی هست، نشریاتی هست که من اسم نمی برم درینجا، روز اول گفتم که یک کسی از من پرسید گفتم چیست، عادت است اینها تو لژ هم نیستند ها! اینها پرورده اند، اینها کارشان از سی سال قبل - من می شناسم - این بوده که بردارند هر کس طرف انگلستان است بزرگش کنند."
"انگلستان خودش رفته، انگلستان که دیگر اصلا هیچ است این بیچاره که دیدید عاقبت، اگر یک ساعت فیض آمریکا بهش نرسد معلوم می شود بود و نبود انگلستان. یک لحظه اگر...چی می گویند؟ "گر فیض تو یک لحظه به عالم نرسد/ معلوم شود بود و نبود همه کس". یک لحظه اگر فیض امریکا به تاچر نرسد چه می شود؟ دیدید چطور رفت؟ چه کرد هوا؟ امپراطوریش رفت. امپریالیسم امروزی شوروی... روسیه هست و امریکا دوتائی شان هم به یک معنا سر و ته یک کرباسند. خدا نکند این تعارض آخر زمان بتوسط تعارض آنها خودشان و دیگران را ویران بکند."(سید احمد فردید، دانشکده حقوق دانشگاه تهران 3/4/1365 )
برچسب:
نویسنده: باران پورعلی