خرید بک لینک

معلوم است که من چند بار"دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان"(1) را از اول تا آخر خوانده ام و چندین و چند بارهم برای پیدا کردن مطالبی این کتاب را جستجو کرده ام. و البته خیلی از مطالب هنوز مفهوم ظاهری اش هم برایم روشن نشده است منجمله تعبیرات "موقف تاریخی و میقات تاریخی"(2) که در درسگفتار دوم تا حدی مفصل به آن پرداخته شده است. استاد فقید دکتر سید احمد فردید هم که در همان کتاب ابلاغ کرده است که:"یک انسان نیست انگار خودبنیاد میقات و موقف را از هم تمیز نمی دهد" (صفحه33) و همچنین:

"جمع موقف ميشود مواقف، جمع ميقات ميشود مواقيت، كه بسيار مهم است و براي من به خصوص، زيرا اگر به آن توجه نشود دو سه هزار سال تاريخ فاقد ذكر و فكر در كار ميآيد و حتي براي انقلابي كه شما بايد بكنيد اثر سوء دارد." (صفحه 37)

لذا در حین مطالبی که اخیرا می نوشتم بنظرم رسید که درباره موقف و میقات تاریخی در منابع در دسترس جستجو کنم هم شاید خودم چیزی فهمیدم و هم شاید از انقلابی که می خواهم بکنم "رفع سوء اثر" بشود!

علی رغم اهمیتی که مرحوم فردید برای این مساله قائل شده مطالب قابل توجهی در سایر منابع در دسترس مربوط به ایشان پیدا نشد. مرحوم معارف هم در "نگاهی دوباره به مبادی حکمت انسی" توضیح مختصری در صفحات 417 و 418 داده که ابتدا کمکی به فهم مطلب برای نگارنده نکرد اما آن مرحوم شعاری درست کرده بود که جلب توجه می نمود:"امت واحده موقف المواقف و میقات المواقیت است". در حالیکه خود امت واحده، موقف یا میقات نیست و بنظر می رسد حداقل باید گفته می شد: "موقفِ امت واحده موقف المواقف و میقاتِ امت واحده میقات المواقیت است"(3). در عین حال معارف مینویسد:"استاد سید احمد فردید صورت تاریخی گذشته را موقف تاریخی نامیده اند و آن صورت جدید را که مظهر اسمی است که حکومت آن آغاز گشته میقات تاریخی نام نهاده اند". استاد فردید در مصاحبه با کیهان فرهنگی می گوید: "...این "صورت نوعی" كه امروز دیگر بكار نمیبردم و به ملاحظاتی می گویم "اسم"...". به این ترتیب آیا می شود قائل شد به اینکه از نظر استاد فردید هم "صورت تاریخی گذشته" همان "موقف" تاریخی است؟

مرحوم فردید در ابتدای بحث در صفحه 30 می گوید :"موقف تاریخی یعنی عصر تاریخی" و در ادامه :"بشر در موقفی است از تاریخ که در آن خدای حقیقی غایب است". به این ترتیب تا آنجا که نگارنده درمی یابد با توجه به افادات استاد فردید، برای بشر امروز می توان گفت:"بشر امروز در موقفی از تاریخ است که در این موقف خدای حقیقی - وحتی طاغوت یونانی و ... - غایب است و در همین موقف با خدائی میقات دارد که نفس اماره خود بشر است"

در اینصورت می توانیم از موقف و میقات تاریخی مثلا ایرانیان در قبل از مشروطه یعنی در حدود 150 سال پیش پرسش کنیم و مثلا پاسخ دهیم:" ایرانیان در 150 سال پیش در موقفی از تاریخ خود بودند که در آن موقف، خدای حقیقی غایب بود و در همان موقف با خدائی میقات داشتند که التقاطی از خدای مسخ شده اسلام و طاغوت مسخ شده یونان و...بود"

به همین ترتیب می توان از موقف و میقات تاریخی ایرانیان در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در زمان پیروزی انقلاب اسلامی و در حال حاضر پرسش نموده و پاسخ داد. و همینطور برای ایرانیان در سایر مواقف تاریخیشان و البته برای سایر اقوام ، اگر چه پاسخ تفصیلی مکفی و اقناعی به این سوالات خود نیازمند کار مطالعاتی جدای است(4)

1 – فردید معمولا ترکیبات فارسی را اگرچه هر دو جزء آن از عربی آمده باشد به طرز فارسی بیان می نمود مثلا می گفت "آخرزمان" بجای "آخرالزمان"

2 – می دانیم که موقف و میقات کلماتی است مربوط به حج ابراهیمی

3 – عبارات ذیل از مجله سوره نقل می شود که نسبت به اصل کتاب(صفحات 417 و 418) کمی خلاصه شده است:"پس از آنکه حکومت اسمی بر دوره ای از ادوار تاریخ پایان پذیرفت حکم و اثر اسم مذکور یکسره از میان نمی رود بلکه مختفی در حکم و اثر اسم جدید می گردد و در ذیل آن مستتر می گردد. یعنی صورت نوعی هر دوره ای از تاریخ ماده دوره ای است که پس از آن می آید. به عنوان مثال صورت نوعی تاریخ یونان و رم پس از رنسانس یکسره معدوم نشد بلکه در حکم ماده ای تاریخی برای صورت نوعی تارخ جدید غرب درآمد و بهمین دلیل غرب کثیری از مواد صور فرهنگی و سیاسی و اجتماعی خود را از هلنیزم اخذ نموده است. متفکر بزرگ شرق استاد سید احمد فردید صورت تاریخی گذشته را موقف تاریخی نامیده اند و آن صورت جدید را که مظهر اسمی است که حکومت آن آغاز گشته میقات تاریخی نام نهاده اند. با توجه به آنچه گفته شد امت واحده سرآغاز تاریخ که میقات تاریخی مردمان آن دوره به شمار می رفته است موقف تاریخی تمام ادوار بعدی است و همچنین صورتهای نوعی دوره های بعدی نیز که میقات تاریخی آنها به سر آید موقفی برای ادوار بعدی می گردد تا آنکه امت واحده پایان تاریخ ظهور کند و سیر تاریخی انسان به مرحله نهائی خویش برسد که در این دوره میقاتی ظاهر می گردد که صور نوعی ادوار قبلی تماما مواقف تاریخی آن به شمار می رود و از همین روی امت واحده پایان تاریخ واجد میقاتی است که واجد تمام کمالات ادوار متقدم بر خویش است . بدین قرار امت واحده که صورت نوعی شرق به معنای تاریخی آن است هم مادةالمواد همه صور نوعی تاریخی به شمار می رود هم صورت الصوری است که جامع کمالات همه آن صور نوعی است که در تاریخ به ظهور رسیده است و اگر بخواهیم این عبارت را در یک جمله تلخیص کنیم باید بگوئیم : امت واحده موقف المواقف و میقات المواقیت است". ظاهرا مرحوم معارف در این نوشته صورت نوعی و موقف و میقات درهم و همچنین صورت را مظهر اسم دانسته است. می دانیم که عنوان یکی از کتابهائی که مرحوم فردید وعده انتشار آنها را می داد "گذشت از فلسفه تاریخ به علم الاسماء و علم الصور تاریخی" بوده است حالا بین "اسم" و "صورت" چه نسبتی است از مواردی است که نگارنده از درک آن ناتوان است. در مجله سوره توضیحاتی هم در ذیل متن آمده منجمله اینکه :"در کتاب آقای معارف معادل ایراسیونالیسم گفته نشده ولی بنظر می رسد "خردگریزی" معادل مناسبی باشد." در حالیکه ایراسیونالیسم را مرحوم فردید "مذهب اصالت خلاف عقل" یعنی مثلا اصالت احساس یا اراده یا...تعبیر نموده که با "خردگریزی" خیلی تفاوت دارد.

4 – مرحوم فردید در صفحه 37 می گوید که " من فقط موقف تاریخی را با همسخنی هیدگر مطرح میکنم". اگر منظور این باشد که این مسائل را هیدگر قبلا مطرح کرده حتما آلمانی ها در ادامه در باب موقف و میقات تاریخی اقوام مختلف تحقیق کرده اند.

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1398 ساعت: 1:04

صفحه بندی