خرید بک لینک

"اینها خیال میکنند فیلسوفان، جهان را خودآگاه میکنند! اصلا اینگونه نیست. خودآگاهی را انبیاء میدهند."

این یکی دیگر از مطالبی است که آیت الله میرباقری از اندیشه فردید و جریان فردیدی روایت می کند. ایشان معتقد است فردید و جریان فردیدی" می گویند:"ما فقط باید ایجاد خودآگاهی کنیم و تلاش کنیم که از طریق خودآگاهی، انسانها را برای یک دوران جدید مهیا کنیم." و بعد:" استراتژی شیعه انتظار بوده. انتظار هم سه رکن داشته. هم تبری و احتراز داشته، مراقب بودند استحاله نشوند. هم درگیری همهجانبه بوده هم سازندگی. همین مسیر است؛ مسیر دیگری نیست. همهی اینها جزو خودآگاهی است. همیشه خودآگاهی میدادند که استحاله نشوند."

با این اوصاف بنظر می رسد"خودآگاهی" مورد نظر ایشان با خودآگاهی مورد نظر استاد فقید دکترسید احمد فردید تفاوت دارد. میدانیم که مرحوم فردید انسان را واجد سه ساحت "آگاهی"، "خودآگاهی" و "دل آگاهی" می دانست:

"...نکته ای که تا بحال من تفوه بهش نکردم و (اکنون)میکنم(1)، این سه مرحله(آگاهی، خودآگاهی و دل آگاهی است)، میتوانید یکی را بگوئید یقین علمی، "علم الیقین"، یکی را بگوئید یقین عینی، یعنی بحث دراعیان اشیاء، ("عین الیقین")، یکی را بگوئید یقین حقیقی، "دل آگاهی" یعنی یقین حقیقی، یعنی"حق الیقین". بحث در اعیان اشیاء و ماهیات اشیاء، در مرتبه آگاهی میتوانید بگوئید انسان در یقین علمی است، در شناسائی علمی است، به تعبیری دیگر آگاهی را میتوانیم بگوئیم شناسائی علمی، خودآگاهی را بگوئیم شناسائی عینی به معنی بحث در اعیان اشیاء، دل آگاهی (را میتوانیم بگوئیم) شناسائی حقیقی. بدین معنی دل آگاهان حقیقی بشر انبیاء و اولیائی هستند و شعرائی که بشود نام آنها را "ولی" خواند، مثل حافظ برای بنده"(2)

و تذکر می داد که:"اینکه شما این مرحله "خود آگاهی" یعنی شناسائی عینی را عین فلسفه بخوانید، از یونان شروع میشود" در حالیکه "خودآگاهي پرسش از ماهيت اشيا است، اعم از اينكه به معني فلسفه و كلامي باشد و يا تصوف و حكمت اشراق" (2)

به گمان نگارنده بنظر فردید طلب اصیل هر انسانی در زندگی دانسته و ندانسته "دل آگاهی" بوده و هست. مردم عادی ای که آگاهی تفصیلی ندارند (عالم نیستند) به خودآگاهی حکمی و فلسفی هم نرفته اند با تبعیت از انبیاء و اولیاء می توانند به دل آگاهی برسند. فردید "ترس آگاهی" و "مرگ آگاهی" را هم مطرح می کند و یکی از کارهای انبیاء را ترس آگاه و مرگ آگاه کردن مردم می داند:

" مرگ اندیش در مولانا آمده و آن اهل سباء عافیت طلب به انبیاءمیگویند بروید ! " {طوطی نقل و شکر بودیم ما/}مرغ مرگ اندیش گشتیم از شما". انبیاء آمده اند بشر را مرگ آگاه و مرگ اندیش کنند . حالا من نمیگویم مرگ اندیشم . مگر کار آسانی است انسان مرغ مرگ اندیش بشود و مرگ آگاه . اگر با دیانت اسلام مرگ آگاه و مرگ اندیش شد و دل آگاه... آن {انسان} موحد است ، یعنی در راه رفته ، طریقت شرط است ."(مصاحبه با کیهان فرهنگی)

اگر اینطور باشد ترس آگاه و مرگ آگاه کردن انسان ها با ختم نبوت و غیاب امام زمان بر عهده علماء دین – منجمله روحانیون امروزی ما - قرار می گیرد و می توان گفت که مجالس تعزیت معصومین بالاخص مجالس روضه و عزاداری سالار شهیدان، مجالسی برای ترس آگاهی و مرگ آگاهی و از آنجا دل آگاهی هم می تواند بوده باشد.

حالا در چنین تفکری نسبت انبیاء و اولیاء با فلاسفه و حکما چه می تواند باشد؟ آیا انبیاء و اولیاء به فلاسفه و حکما "خودآگاهی" می دهند؟ یا به بیانی دیگر فلاسفه و حکما "خودآگاهی" را از انبیاء و اولیاء اخذ می کنند؟ نگارنده اکنون منبعی در دسترس ندارد که نظر مرحوم فردید در این باب را روایت کند اما دو نکته قابل ذکر است. اول اینکه مقصد اصلی از خودآگاهی حکمی و فلسفی هم دل آگاهی است و دل آگاهی اصیل نیز نزد انبیاء و اولیاء است. یعنی حکمت و فلسفه مطلوب لذاته نبوده بلکه وسیله ای تلقی می شده برای وصول به دل آگاهی و ظاهرا به مرور زمان به قول امروزی ها وسیله جای هدف را گرفته و مقصد اصلی فراموش شده است. دوم اینکه فردید می گوید "ائمه ما فیلسوف نبوده اند بلکه فلسفه می دانسته اند برای اینکه با فلسفه مبارزه کنند"(نقل به مضمون) از این سخن استاد فردید نباید نتیجه گرفت که می توان فلسفه را کنار گذاشت یا یاد هم نگرفت. برعکس فردید می گوید :" در قرن حاضر و درعصر حاضر نمیشود که ما وقتی به خودآگاهی می رویم فلسفه را کان لم یکن بگیریم. بنده یک چند بارها تکرار کردم که واقعا فلسفه و خودآگاهی فلسفی برای مردم امروز و نسل جوان اصلا واجب عینی نباشد باری واجب کفائی است" چرا که "در متن این خودآگاهی فلسفی است که" می توان از فلسفه گذشت.

1 – منظور این است که اکنون تقریب می کنم به...وگرنه این ساحت قبلا هم از طرف ایشان بیان شده بوده است.

2 – نقل از مصاحبه ای که با عنوان "جهاد با جهاد با جهاد نفس" 18/12/88 روی همین وبلاگ قرار داده شده است.

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: چهارشنبه 29 خرداد 1398 ساعت: 1:04

صفحه بندی