خرید بک لینک

در دی ماه گذشته چند یادداشت در ارتباط با مصاحبه اخیر دکتر موسی اکرمی در ارتباط با استاد فقید دکتر سیداحمد فردید در این وبلاگ درج گردید. اخیرا متوجه شدم که یک یادداشت جامانده که با عرض معذرت اکنون درج می گردد:

در اولین سوال قسمت دوم مصاحبه اخیر دکتر موسی اکرمی ، مصاحبه کننده می گوید :

"گویا فردید در جایی از سخنان خود از هایدگر نقل کرده است که تنها باز خدای واحد است که ما را از این روزگار عسرت خلاصی میبخشد. این جملات و نقل آن چه نسبتی با ما میتوانست داشته باشد؟..."

بنظر می رسد این سوال فقط برای این طرح شده باشد که آقای دکتر اکرمی وسعت و عمق معلومات خود را درباره هیدگر نشان بدهد. اکرمی درپاسخ موضوع را به جمله معروف هیدگر در مصاحبه با اشپیگل یعنی nur noch ein Gott ka uns retten ارجاع و آن را "مگر خدائی ما را نجات دهد" ترجمه می کند و پس از ذکر مطالبی چند می گوید که فردید این "خدائی" را مبدل به "الله" یعنی خدای اسلام می کند. البته اکرمی روشن نمی کند که مقصودش از این پاسخ چیست. آیا منظور این است که فردید در ترجمه جمله هیدگر تقلب کرده و خواسته هیدگر را موحد نشان داده برای او و خودش در انقلاب اسلامی طرفدار جمع کند؟

در مواردی که نگارنده در سخنان فردید به این عبارت هیدگر برخورده، عبارت یکبار به صورت :"هیدگر در این اواخر میگوید"هنوز تنها خدائی است که ما را میتواند از این بی حقیقتی امروز نجات و خلاصی و رهائی بخشد"(دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان، صفحه 155) ترجمه و توضیح شده است و یک بار حتی تصریح شده که:"هیدگر در اینجا خدای معروف را بکار نبرده میگوید "تنها خدائی است که میتواند ما را رهائی بخشد"(یادداشتهای محمد مددپورازسخنان استاد فردید، دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان، صفحه 446)" و مصاحبه کننده و اکرمی هم منبع خود را در مورد اینکه فردید کجا گفته منظور هیدگر "خدای واحد" و "الله" بوده اعلام نکرده اند.

اما نگارنده خود در مطلبی با عنوان "آن کیست که ما را رهائی تواند بخشید؟" در 16/11/87 به ترجمه ای از استاد فردید از این جمله هیدگر اشاره کرده که به صورت "باز هم تنها خداست که ما را رهائی تواند بخشید"، بوده و همانجا اشاره کرده که در ترجمه های دیگر "یک خدا" و "خدائی" نکره و در این ترجمه "خدا" معرفه است. همانطور که در مطلب مذکور آمده است این ترجمه را استاد فردید در صفحه بعد از جلدکتابی با عنوان Heidegger et la question de Dieu (هیدگر و مساله خدا) که مجموعه ای از مقالات است یادداشت کرده است و یادداشتهای مکرر دیگر استاد در این کتاب نشاندهنده مطالعه جدی آن توسط آن مرحوم است و واقعا مناسب است که این کتاب با توجه مطرح بودن این مساله ترجمه شود. البته شاید دیگر نیازی نباشد چون آقای دکتر اکرمی در همین پاسخشان به نحو قشنگی موضوع را توضیح و مساله را حل و خیال همه را راحت کرده اند!

در همین حال کتاب دیگری هم در کتابخانه استاد بوده است با عنوان ERINNERUNG AN MARTIN HEIDEGGER که مجموعه مقالاتی است که برای یادبود هیدگر منتشر شده است. فردید در بعضی از صفحات این کتاب مطالبی منجمله ترجمه برخی از جملات را یادداشت کرده که یکی از این موارد در پایان مقاله ای است از شخصی بنام "ریموندو پانیکر" Raimundo Panikkar (1)با عنوان EINE UNVOLLENDETTE SYMPHONIE (یک سمفونی ناتمام)، مرحوم استاد فردید در صفحه پایانی کتاب یادداشت کرده :"تنها خداست که ما را نجات می تواند بدهد" و به صفحه 175 ارجاع داده است و همچنین جمله ای با حروف لاتین که خواندن آن برای نگارنده مقدور نشد و در زیر آن نوشته :"یادم نیست که گفت یک خدا" بعلاوه عبارت دیگری از پاراگراف آخر مقاله. عبارتی در مقاله پانیکر که مورد اشاره فردید قرار گرفته از دو سطر آخر صفحه 174 شروع و تا دو سطر اول صفحه 175 به این شرح ادامه می یابد:

Am Ende einer Unterhaltung, schon am Tordes Gartens beim Abschied, sagte er mir einmal den nachher oft wiederholten Satz:>Nur Gott allein ka uns retten.< Ich ka mich nicht mehr entsien, daß er >ein< Gott gesagt hätte

نگارنده هیچ آشنائی ای با زبان آلمانی ندارد لذا از ترجمه این عبارات معذور است همچنین از توضیح تفاوت دقیق جمله هیدگر در این عبارت یعنی Nur Gott allein ka uns retten با جمله ای که در مصاحبه با اشپیگل گفته شده یعنی nur noch ein Gott ka uns retten به همین جهت از مطالعه کنندگان محترمی که با زبان آلمانی آشنائی دارند خواهشمند است که وی را در این باب راهنمائی نمایند، البته این را بگویم که مترجم گوگل "خدای واحد" را GOTT allein ترجمه میکند . ضمنا توجه دکتر اکرمی و دیگران را به این عبارات فردید درباره هیدگر که در مناظره ای تلویزیونی در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی بیان شده (احتمالا در بهار 57) جلب می کنم:

"رفقایی كه طرح مسئله میكنند استشهاد از معنویت غربی میكنند. این خیلی برای بنده سخت است. اگر من هم اسمی از هایدگر میبرم برای این است كه میدیدم دوباره میخواهد برگردد و بگوید هرآینه و بهتحقیق در آینده باید "كلمهالله" جهان را بگیرد. درك میكردم؛ بارها به رفقایم گفتهام كه اینحرف در هایدگر مرد و نگفت. هایدگر عظمتش برای من و همسخنیام با او ـ در ژاپن الآن نمیدانید چه همسخنی با هایدگر است ـ برای این {است} كه بایستی در این ظلمتكدۀ غرب كه آخرین مرحلۀ كالهیوگا است یك همچنین متفكرانی پیدا شوند..."(نقل از ماهنامه سوره مهر شماره یازدهم مهر 83 "بحثی که با التهاب و هیجان زیادی دنبال شد")

می بینیم که این عبارت فردید یعنی "این حرف در هیدگر مرد و نگفت"، با عنوان نوشته "ریموندو پانیکر" یعنی "یک سمفونی ناتمام" بنحوی هماهنگ می نماید.

مسلما اینکه "باید کلمةالله جهان را بگیرد" سخنی نبوده که برای جلب نظر رژیم سابق بکار آید شاید هم فردید درآن زمان حدس زده بوده که بزودی آن رژیم سقوط می کند و جمهوری اسلامی روی کار می آید و فردید با نسبت دادن چنین مطلبی به هیدگر می خواهد او و خودش را "برپایه فرصت طلبی تاسف بار همیشگی خود"(1) پیشاپیش به عنوان متفکر و تئوریسین به این نظام هنوز از راه نرسیده جا بزند!

آقای دکتر اکرمی اگر به کتابخانه مرحوم استاد فردید سری بزند متوجه خواهد شد که وی علاوه بر متون خود هیدگر هر تعداد از کتابهائی را که در اروپا در باب هیدگر منتشر می شده و به هر نحو توانسته بوده به دست آورد نیز مطالعه می کرده است و معلومات وی در این باب با هیچ یک از همگنان قابل مقایسه نبوده و بهمین علت کسی را یارای آن نبوده که در حضور فردید درباره هیدگر افاضه کند. ولی چون فردید نهایتا مدرک دکتری دولتی سوربن را نگرفته بوده و آقای دکتر اکرمی هر چه باشد مدرک دکتری در فلسفه از یکی از دانشگاهها را دارد این احتمال وجود دارد که ایشان با وجود قلت معلوماتشان در باب هیدگر در مقایسه با فردید، با توجه به معلومات و مدارک و سوابقی که در دیگر زمینه ها دارد، بتواند درک و تفسیر عمیق تری از مرحوم فردید داشته باشد!

1 – "او نیز بر پایۀ فرصتxadطلبی تأسف بار همیشگی راضی بود که خودش را به نظام قدرت نزدیک کند، نظام قدرتی که بیتردید با اطلاع خودش چنان باجهائی به فردید داده شده بود." (نقل از همین مصاحبه اخیر دکتر اکرمی)

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1398 ساعت: 3:40

صفحه بندی