آنچه که باعث شد نگارنده دوباره به صرافت نوشتن در باب این فرهنگها بیافتد در وهله اول مطالبی بود که آقای دکتر منوچهر آشتیانی در گفتگوئی با عنوان "ناکام موفق" در روزنامه اعتماد 24/5/97 در پاسخ به سوال: "آيا شما در جلسات موسوم به فرديديه كه گفته مي شود در منزل اميرحسين جهانبگلو برگزار مي شد هم شركت مي كرديد؟" می گوید:
"خير، دو،سه مرتبه دعوت كرد، نرفتم. خيلي هم گله كرد. مي گفت من دارم شاهكاري مي كنم، اين آقايان شاگردانم متوجه نيستند. مي گفت مي كوشم همه لغات ايران را به زبان هاي سانسكريت و پهلوي برگردانم. چند نمونه هم در اين زمينه آورد كه در كتاب به آنها اشاره كردم. يك بار كه با آقاي دكتر داوري اردكاني صحبت مي كردم، مي ديدم كه اطلاعي از اينها ندارد. من نمي دانم مجموعه اي كه دكتر فرديد مي گفت، چه شد و چطور از بين رفت. حدود ٣٠-٢٠جلد فرهنگ لغات ايراني و پهلوي بود. هيچ خبري از آنها نشد."
بعلاوه در اواخر گفتکو در مقابل سوال:" امروز فكر مي كنيد اگر كسي بخواهد با فرديد آشنا شود، بهتر است از چه منابعي استفاده كند؟" پاسخ عجیبی میدهد:
"از يكي از همين آثار انگشت شماري كه از او باقي مانده است. ديگري بايد سراغ آقاي دكتر داوري اردكاني رفت و از او بخواهيم كه به خانه فرديد برويم و ببينيم آنجا چه چيزي باقي مانده است. برويم و ببينيم شاهكارهايي كه مي گفت آماده كرده است، كجاست؟ چرا منتشر نمي شوند. يك بار با دكتر داوري صحبت كردم، گفت اين حكايت همان فرهنگ جامعه شناسي تو با دكتر آريان پور است. اتفاقا من با دكتر آريان پور هم خيلي صميمي بودم و در مراسم ختم او هم حضور داشتم. آخر مرحوم آريان پور هم قرار بود يك فرهنگ مفصل و حجيم جامعه شناسي تهيه كند. بعد از فوت ايشان به خانه ايشان نزد همسرش رفتم و خواهش كردم كه كار او را بدهد تا بتوانيم تحت اسم مرحوم آريان پور آن را منتشر كنيم. ايشان هم رفت و به اندازه٥٠-٤٠ كاغذ دست نوشته آورد و گفت همين باقي مانده است. يعني هر چه به فكرش رسيده بود، نوشته بود. اين دايره المعارف ٦ جلدي جامعه شناسي بود! خلاصه نشد كه نشد و تا پايان هم اتفاقی نیفتاد"
یعنی دکتر داوری اینطوری خیال خودش و دکتر آشتیانی و همه را راحت کرده که فرهنگ هائی که مرحوم فردید در مواضع متعددی درباره آنها سخن گفته و درباره نحوه تدوینشان شکل های مختلفی را مطرح می کرده اساسا وجود خارجی نداشته و کلا خالی بندی بوده و فقط چندین صفحه کاغذ دست نویس بوده است که به کاری نمی آمده؟
باید تاکید کرد این تصوری صد در صد غلط و طرح مطلب به اینصورت کاملا نارواست. این حرف دکتر داوری چیزی است شبیه اینکه می گوید در جلسه ترحیم فردید بجز صاحبان عزا فقط 17 نفر شرکت کرده اند در حالیکه دکتر آشتیانی می گوید سالن چهارصد پانصد نفری پر شده بود و خودش و دکتر شرف و دکتر دینانی هم سخنرانی کرده اند. دقیق تر که شویم می بینیم که این دو نفر از دو مجلس مختلف حرف می زنند یکی مجلس ختمی که خانواده فردید برگزار کردند و جمعیت زیادی آمده و دیگری – داوری – از مجلس ختمی که دانشگاه تهران برگزار کرده و شاید حرف دکتر داوری درباب آن فرهنگ ها هم همینطور باشد و ایشان فقط اوراقی را مشاهده نموده است. حتی در مورد فرهنگ آریانپور هم در زندگینامه هائی که در مورد ایشان در فضای مجازی قابل مشاهده است آمده است:"کار او (امیرحسین آریانپور) تدوین فرهنگ تفصیلی علوم اجتماعی (در حوزه فرهنگ فلسفه و جامعهشناسی) به چهار زبان فارسی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی است که در مدت زمانی بیش از چهل سال به طول انجامیده و بی شک، یکی از مهمترین آثار فرهنگ تفصیلی علوم در زبان پارسی و یکی از گرانبهاترین و بزرگترین آثار امیرحسین آریان پور است که حاوی سیصدهزار فیش بوده و تاکنون انتشار نیافتهاست." و همسر دکتر آریانپور هم 40 – 50 صفحه کاغذ آورده و به دکتر آشتیانی گفته:"همین باقی مانده است" یعنی که مابقی را دیگرانی برده اند.
برچسب:
نویسنده: باران پورعلی