خرید بک لینک

این کشف اعجاب انگیز را آقای دکتر موسی اکرمی استاد تمام واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی که مدرک دکتری فلسفه هم دارد کرده است. در گفتگوی اخیر دکتر اکرمی در باب استاد فقید دکتر سیداحمد فردید سوالی نیز به "تفسیر مشروطیت از دیدگاه فردید" اختصاص یافته است. در این سوال و جواب که رویهم 1860 کلمه شده مصاحبه کننده ابتدا اکرمی را راهنمائی می کند به اینکه :"عدهای سعی میکنند با انکار مشروطیت، به همان جایی رجعت کنند که سلطنت مطلقه قاجار سردمدار آن بود" اکرمی هم در پاسخ مطالب زیادی را سرهم بندی میکند منجمله اینکه فردید "حکومت قجری را بر مشروطه ترجیح میدهد"!! به این ترتیب آسان می شود حدس زد که با توجه به مخالفت فردید با دموکراسی به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه هم به تحریک فردید صورت گرفته باشد. در عین حال اکرمی همکاری فردید با دوستداران سردار سپه را نیز آشکار کرده و می گوید :" قبل از انقلاب فردید "از موضعی به مشروطه حمله می کند که دوستداران سردار سپه را خوش آید."!! ما را بگو که فکر می کردیم فردید فقط با حکومت محمد رضا پهلوی و جمهوری اسلامی ارتباط داشته است.

مورد استناد اکرمی برای حرفهایش در مورد تحلیل فردید از انقلاب مشروطه صرفا مقاله "مشروطیت در رابطه آن با دفع فاسد به افسد" است که مدعی است نوشته شخص فردید است در حالیکه اگر بخودش کمی زحمت داده بود و مقدمه نسبتا طولانی مرحوم علی ابوالحسنی را هم مطالعه می کرد میدید که ابوالحسنی یادآور شده است که:

"روزی در تابستان يا پاييز 1362 به حضور استاد فرديد رسيدم. در خلال صحبت، خبر از چاپ مقالهای مفصل در روزنامه كيهان (13 مرداد 1362) داد كه حاوی نظريات او بوده و توسط شاگردان وی تنظيم شده بود".

البته فردید مطالب این نوشته راقبول داشته که برای ابوالحسنی خوانده و توضیح داده و حتی حاشیه نویسی نموده(1) اما اولا این مقاله، نوشته فردید نیست، پس نثر آن هم نثر فردید نیست که اکرمی به آن گیر داده است و در ثانی می تواند شامل همه مطالب فردید در باب مشروطه نبوده باشد. کما اینکه اگر اکرمی قبول زحمت بیشتری می نمود و کتاب غرب و غرب زدگی را که در سال 1395 منتشر شده و شامل جلسات 1 تا 12 سلسله سخنرانی های 38 جلسه ای "غرب زدگی و بحران حوالت تاریخی آن در روزگار نیست انگار و مکر لیل نهار زده آخرالزمان کنونی" است نیز مطالعه می نمود درمی یافت که فردید آنجا می گوید :

"اگر فرصت دست دهد بنده مسئله مشروطه را در آینده برای شما طرح می کنم تا مراد من از مشروطه روشن شود که چیست، برای اینکه مطالبی از بنده در باب مشروطه و دفع فاسد به افسد نقل شده است"(صفحه 166 و167)

حالا باید کمی- شاید ده سال! - صبر کنیم تا متولیان بنیاد فردید متن مابقی جلسات را هم منتشر کنند و ببینیم فردید چه مطالب دیگری در باب مشروطه طرح کرده است اما در همین کتاب موجود هم نکته ای اساسی از طرف فردید بیان شده:

"...تا قبل از جنگ دوم جهانی آنچه وجود داشت منورالفکری بود. حتی در عالم اسلام هم تفسیر کلام الله مجید و مآثر و ماثورات دینی دانسته و ندانسته با ابتدای به منورالفکری قرن هجدهم آغاز شده بود. حتی مبارزه با استبداد با منورالفکری بود. در آن موقع منورالفکری صحیح بود." (صفحه 227)

حالا این منورالفکر ها یا فراماسون زده بوده اند یا فراماسون که اکرمی درباره آنها می گوید:

"البته فراماسونرها در دورهای از شعار «آزادی و برابری و برادری» در انقلاب فرانسه دفاع کردند..... اماً بعداً فراماسونری در کشورهائی چون کشور ما در ضدیت با منافع ملی قرار گرفت و لژهای گوناگونی پدید آمدند که حتی اگر افراد صادقی جذب آنها شدند در کل در خدمت منافع بیگانگان بودند."

می بینیم که اکرمی همه فراماسون های ایرانی را - منجمله آنان که در صدر مشروطه نقش غالب داشتند - در خدمت منافع بیگانگان می داند در حالیکه فردید آنها را مبارزه کنندگان با استبداد – منجمله استبداد قجری - و عملشان را صحیح. در نتیجه همه این دست از حرفهای اکرمی در باب فردید و مشروطه را باید مورد تردید قرار داد.

آیا فردید مواضع متناقض و درهم پیچیده و غیر قابل درکی دارد؟ نگارنده معتقد است که خیر! هرگاه اکرمی و امثالهم دست از هو و جنجال درباره فردید و افکارش بردارند، کسانی پیدا خواهند شد که از عهده تبیین آراء فردید در باب انقلاب مشروطه برآیند، برای همگان منجمله آقای دکتر اکرمی.

اکرمی که از این مصاحبه اش معلوم می شو نه مطالعه درست و در حد مقدور کاملی درباره فردید دارد و نه درک صحیحی از آراء و افکار وی در اواخر مصاحبه اش حسرتمندانه می گوید :"من هر چه فکر میکنم با خودم میگویم ای کاش پدیدۀ فردید در کشور ما اتفاق نمیافتاد." از فردید هم در جائی نقل شده که:"خوشا بحال اقوامی که در جامعه آنان روشنفکر فلسفه زده معهود وجود ندارد و همه بدور از هو و جنجال، مبانی فلسفه های غربزده را بررسی می کنند."

1 – متاسفانه در چاپ این مقاله در ماهنامه زمانه حاشیه نویسی های استاد فردید درج نشده است.

2 – اکرمی این عبارت را از مقاله مذکور نقل کرده:"انسان امروز در شُرُفِ مرگ از هیستوریسیسم (مذهب اصالت کل تاریخی) و دفع فاسد آن به افسدِ هیستوریسم (مذهب اصالت علم تاریخ در اصطلاح کارل پوپر ماسونی صهیونی) ــ هر دو ــ قرار گرفته است و گذشت از این بنبست تاریخیِ هیستوریسیسمِ فاسد و هیستوریسمِ افسد و عواقب وخیم آنها، این است راه رستگاری و طریقت نجات آدمی." و میگوید:"هیهات از این جمله که لابد چندین بار با دقت بازنگری شده است!". آیا این این عبارت کمی طولانی با دو توضیح داخل پرانتز و حذف به قرینه یک "در شرف"، "هیهات" لازم دارد؟

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 5:22

صفحه بندی