"به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و با حضور جمعی از متفکران و استادان دانشگاهها سمیناری با عنوان "کنکاش در اندیشه های جلال آل احمد" از 19 تا 21 اسفند 1369 در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برپا شد طی سه روز برپائی این سمینار سخنرانیهائی درباره زندگی و آثار آل احمد ایراد شد. دکتر حداد عادل :"اندیشه جلال در گذر زمان". قاسم صافی : "حق طلبی و حقیقت جوئی". زهرا رهنورد: "روشنفکر و روشنفکری در ایران". دکتر محمد مجتهد شبستری :"روشنفکری و تجربه عرفانی". دکتر علی شریعتمداری:"سیمای روشنفکر از نگاه جلال". مهندس ابراهیم اصغر زاده :"روشنفکر، هنجار یا بیماری". دکتر سید جواد طباطبائی:"نقد غرب زدگی جلال آل احمد". صباح زنگنه:"اصالت قلم و قدم". عطائالله مهاجرانی:"غرب زدگی از نگاه جلال". دکتر سید احمد فردید:"غرب زدگی و تزلزل ارکان و مبانی بیش از 2500 ساله آن در جهان کنونی" . این سمینار با سخنرانی وزیر فرهنگ آقای دکتر معین و پیام خانم دکتر سیمین دانشور آغاز شد." (مجله کلک شماره 13، فروردین 1370 صفحه 202)
آخرین سخنرانی استاد فقید دکتر سید احمد فردید در این سمینار ایراد شده و پس از آن – یعنی از ابتدای سال 1370 - دیگر ایشان در منظر عام به سخن گفتن نپرداخته است و وجه آن نیز بر نگارنده معلوم نیست که آیا این خودداری از حضور در جلسات و سمینارها تا چه به اوضاع و احوال روزگار باز می گشته و تا چه حد به کبر سن و وضع سلامت جسمی ایشان. البته به گزارش معدود افرادی که همچنان به منزل استاد رفت و آمد داشته اند – همچون مرحوم علیرضا بهادر بیگی و آقایان حجت اسدیان و مهدی صادقی – وی همچنان به کار خود – بالاخص نهائی کردن فرهنگهای اتیمولوژیک – مشغول بوده است. هر چند که معلوم نیست که سخنرانی در این سمینار با این قصد که آخرین سخنرانی باشد انجام شده باشد اما به هر حال مطالب ایراد شده را می توان به نحوی "حرف آخر" استاد فردید دانست.
نگارنده چند مبحث از مباحث مطرح شده در این سخنرانی را انتخاب نموده که به تدریج در این وبلاگ درج خواهد شد:
"اینجا چند کتاب است که من اسمش را میگویم و میگذرم. از مسائلی که میخواستم مطرح کنم و طرح کردم مسئلة پستمدرن است، اصلاً امروز- کتابها را ببینید- این کتاب قطور است، این نویسنده دو تا کتاب راجع به مابعدجدید و تئوریها نوشته، یک کتاب به این قطوری دارد که خودش نوشته با بیان پستمدرن. این کتاب اسمش weltangst und weltende است(1)، "وحشت و هراس جهانی و آخرالزمان تاریخی". علائم آخرالزمان فراوان است، آخرالزمان تاریخی ها! و انقلاب جهانی است ، امّا "علامت" کافی نیست، «شرط» علامت وحشتانگیز است. اگر ما آخرالزمان را دیدیم و این علائم، "وحشت"، "ترسآگاهی" و "مرگآگاهی" در ما ایجاد کرد این را «اشراط» گفتند. بشر دارد به علائم آخرزمان، به «اشراط» جلو میرود با وحشتها و هراسهای متعدد. این مقدمه توحید است و مقدمه ظهور کشف حجاب از الله است، "کشف سبحات جلال بدون اشاره و محو موهوم و صحو معلوم"(2) است. تمام تاریخ غرب تاریخ موهوم است و پندار و خودبینی و خودرایی. کشف سبحات جلال یعنی همین. در اینجا این آقا مفصل بیان کرده است که عصر حاضر چگونه ما - بشر امروز و تاریخ امروز- در این داریم به جلو میریم."
1 - Weltangst und Weltende. Eine theologische Interpretation der Apokalyptik, Göttingen 1988 نوشته Ulrich H. J. Körtner
2 – مربوط است به حدیث معروف به "حدیث حقیقت" که سخنانی است از امام علی علیه السلام در پاسخ به سوال کمیل که :"ما الحقیقه؟"
برچسب:
نویسنده: باران پورعلی