خرید بک لینک

فردید نامه

"ذوالعقل" و "ذوالعین"

ادامه جلسه 19/5/1359

"حالا بیائیم سر "حق"ی که گفتم و "وقت". یک وقتی هست در هر دوره تاریخی که حق آینه است تو حق انسان کثرت را می بیند. این حق یعنی وحدت، یکیست، حالا یا طاغوت است یا نفس اماره است یا الله است فرق نمی کند، غایب می شود تویش کثرت را می بیند، ظهورات حق را می بیند، بروزات حق را می بیند، فنومن های حق را می بیند، آیات را می بیند. این "کثرت را در آئینه وحدت دیدن" است این فردا اگر ازتان سوال کنند ممکن است باز نتوانید(؟). کثرت را در آئینه... آئینه آلت است، آئینه... شما وقتی که نگاه توی آئینه می کنید که آئینه را نمی بینید، تو آئینه که آلت است انسان خودش را می بیند، این کثرت در وحدت دیدن اگر ما مسلمان باشید الله غائب است، اگر غربی باشید... یونانی باشید تئوس یونانی غائب است، اگر دوره جدید باشید نفس اماره جائی نرفته، آئینه شده، توی نفس اماره ظهورات نفس اماره بعنوان کثرت دیده می شود. به این معنا ما "ذوالعقل" ایم، اگر وارونه اش کردیم... تعبیر "ذوالعقل" و "ذوالعین" شعری است از محی الدین ابن عربی، "جامی" هم فارسی اش کرده:" ذوالعقل و ذوالعین و جمع ذوالعقل و ذوالعین"، که به یک معنائی به عقیده من با "قرب فرائض و نوافل" و "کثرت در وحدت و وحدت در کثرت" با هم یکیست، بعضی ها هم از هم جدا کردند با یک مختصر تغییراتی. حالا یک وقت عکس می شود، کثرت آئینه می شود، خلق آئینه می شود، حق می آید می بینید شما، اگر دوره جدید باشد کثرت می رود وحدت می آید، این وحدت هنر است، نفس اماره انسان انطباق باهایش پیدا می کند. یک شاعر جدید مثل شاعر جدید.... فرق نمی کند "بهروز"(1) و شعرهائی که ساخته، آنهم شعر نو بود، قافیه هم داشت، اشعاری مثل "معراج" نامه، غرب زدگی مضاعف آمده بود، کثرت آئینه شد، وحدت را دید، آن کثرتی که آئینه شد نفس اماره غربی بود وحدت... کثرتِ... ببخشید! کثرت... وحدت را دید. این وحدت، قرب فرائض اشموغ زده بود شعرهایش، بهروز آمد، همینطوری بروید با شعر نو، در هنر جدید نفس اماره وحدت است، طاغوت است، جای خدا را می گیرد، کثرت آئینه می شود. حالا شما بیائید در علوم، بیایئد در "روز"، بیائید در "کسب"، بیائید در "اختیار"، عکسش می شود، طاغوتِ وحدت و وحدتِ طاغوت جدید که نفس اماره می گویم آئینه می شود و انسان کثرت را می بیند، این قرب نوافل است. در قرب توافل "علوم رسمی" است، حتی فلسفه هست، برحسب دوره تاریخ فرق می کند علاوه بر فلسفه، قرب فرائضش موقعی می شود که می رود دست می افشاند، پا می کوبد، اگر سابق بود "شو" را گوش می داد، نگاه می کرد، یا شب های همان خوانندگان "شو" می رفتند و چی استریپ می گفتند؟ که زن ها لخت می شدند؟ انگلیسی اش چیست؟ بفرمائید؟ - یکی از حضار: استریپ تیز– بله؟ بلند بفرمائید الآن من حافظه ام آنوقت... – یکی از حضار: استریپ تیز – خب آنهم قرب فرائض بود دیگر. آن تاجره! آن تاجره فعلا قرب نوافلی داشت و آن موقعی بود که تو بازار کسب می کرد، دزدی می کرد دیگر، "مقاطعه کار" بود و الی آخر. بعد شب می شد، می خواست برود اَ... کثرت به روزش غائب می شد، وحدت می آمد، خواننده ای هم می آمد، پول بهش بدهید – یاتان هست؟ لخت می شد، یک خواننده ای تو روزنامه نوشتند هر تکه لباسش که می کند یک پنجاه هزار تومان بهش می انداخت، مسابقه بود دیگر. این هم قرب نوافل طاغوت زده اشموغی آخِر(؟) بود، تاریخی است دیگر، وقت پیدا کرد، [...] روز بی وقت بود، در آن شب می خواست وقت پیدا کند، وقتش چی بود؟:"وقت اهریمنی تام و تمام، وقت اشموغی و ابلیسی تام و تمام"، این بیماری آخر زمان غیر از این است؟ آیا واقعا این خوشبخت بود؟ و آن وقت انسانی داشت؟ آیا وقت این حیوانات پست از خنزیر مصداق "هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار" بود؟ وقت داریم تا وقت! ببینید وقت بشر امروز چیست؟ شماها خیال می کنید این هالیوود وقت دارد؟ چه وقتی؟ :سیاست روز، زن و مرد(؟)"، شما خیال می کنید الآن این آمریکائی که فعلا دارد بر ضد دین می ج... مبارزه می کند و اسلام و با... بر ضد قدس و ساحت قدس که فروبسته و از آنجا اسلام، اینها وقت دارند؟ چه وقتی است؟ این عین بی وقتی است، عین اشموغ زدگی آخرزمان است، حالا بنده طرح مساله مشاهده کثرت در وحدت، کثرت... وحدت در کثرت کردم."(سیداحمد فردید)

1 – منظور "ذبیح بهروز" است.

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 12:06

صفحه بندی