خرید بک لینک

نگارنده طی شش مطلب پی در پی گذشته سعی کرد مواردی را که در صفحات 100 تا 105 کتاب "درباره مفهوم زمان" توسط تنظیم کنندگان آن نامفهوم و یا سوال برانگیز اعلام شده بود، حدس زده و حتی المقدور اشکال را برطرف نماید. اما باید دانست که با وجود این هنوز عبارات متعددی در همین چند صفحه به چشم می خورد که بنا به قرائن موجود در دیگر سخنان مرحوم فردید، مشکل دار و نادرست بنظر می رسد و یا مبهم، منقطع و نارساست و با قطعیت می توان گفت متن چاپ شده هنوز در حد کفایت به نحوی که خواننده بتواند در حد مطلوبی به دلالت عبارات فردید پی ببرد آماده نشده است. حالا اینکه چقدر از اشکالات به فردید باز می گردد و چقدر به تنظیم کنندگان متن می تواند مورد بحث باشد ولی بهرحال اگر این متن بهمین صورت برای نهائی کردن به خود فردید داده می شد آیا وی چه عکس العملی نشان می داد؟

یکی از مشخص ترین موارد در همین چند صفحه به صفحه 103 باز می گردد جائی که فردید تعبیر Transsubjectif – objectif را مطرح می کند:

"بنده یک جائی این را گفتم که اصلا ذات انسان "ترانس – سابجکتیو – ابجکتیو" (Trans- subjective – objective ) است. ، 1 است از 1 به ابژه"

معلوم است که "ترانس سابژکتیو - ابژکتیو" نمی تواند به معنی "تعالی از سوژه به ابژه" بوده باشد. نگارنده گمان می کند اشاره فردید در اینجا به صفحه 16 کتاب "آنچه خود داشت..." و مطلب ذیل است که وی در جریان تصحیح و تکمیل آن کتاب، به آن اضافه کرده است:

"بهرحال، پایه گذاران تمدن و تکنولوژی اروپائی درباره انسان غربی، که هم اکنون در آستانه تحول جدیدی قرار دارد ، هیچگونه پیش بینی بعمل نیاورده بودند. امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که علم می تواند به بشر وسائل مادی را عرضه دارد و مقاصدی را تامین کند، ولی نمی تواند بصورت رهبر و راهنمای بشر درآید. زیرا تکیه بیشتر علم بر نیازهای ضروری انسان و در راه ارضای آنهاست و اگر بخواهیم معنی علم را قابلیت و استعداد بشر برای تسلط بر طبیعت و مستلزم داشتن دید عینی (ابژکتیو) بدانیم، در مقابل علوم انسانی که در آنها دید ذهنی(سوبژکتیو) نمیتواند خالی از مدخلیت باشد، باید به متابعت از بعضی از متفکران طراز اول معاصر بگوئیم: برای سروسامان دادن حقیقی به زندگی انسان امروز، گذشته از این دو نحوه دید عینی و ذهنی ، باید در توضیح و تفسیر معنی حقیقی فرهنگ از جهت فلسفی به نحوه دید دیگری نیز که ورای این دو، و تعبیر دقیق آن Transsubjectif – objectif است، توجه خاص مبذول گردد." (1)

به این ترتیب فردید نمی تواند گفته باشد "... متعالی است از سوژه به اوبژه" و عبارت صحیح علی القاعده "...متعالی است از سوژه و ابژه" باید بوده باشد.

1 – کتاب هائی که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به احسان نراقی بعنوان مولف نسبت داده می شود عمدتا کار دیگرانی از قبیل ناصر تکمیل همایون و حسن حبیبی است و بعضا فردید هم آنها را تصحیح و تکمیل کرده است:

"نراقی پیش من آمد با عالیترین غزلهای حافظ، هویتی ساخته بود یعنی "هویت علیین"، کمال نفس اماره. اشاره کردم و در همان کتاب نوشته ام که هویت اصیل انسان ترانس سوبژکتیو و ابژکتیو است، که به "شخص" تعبیر کرده ام. حالا اگر بخوانید ، این هویت را متوجه میشوید. او همه را مثل خودش دعوت کرده بود به اینکه انسان بیافتد در هویت مطلق نفس اماره و لجنزار نفس اماره و حالا این لجنزار را پخش کرده بود به غزل حافظ به نام "آنچه خود داشت" "(دیدار فرهی صفحه 387)

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 12:21

صفحه بندی