بدنبال درج دوباره یکی از مطالب حذف شده از این وبلاگ با عنوان "اشتغال به الفاظ" که به ماجرای پیش آمده مابین استاد فردید و دکتر داوری اختصاص داشت یکی از مطالعه کنندگان این وبلاگ تذکر داده است که :" در خصوص این یادداشتتان در خصوص آقای دکتر داوری به نظرم به علت بعضی از سوء تفاهماتی که ممکن است پیش بیاید، نیاز به تفصیل بیشتری است ...چرا که زوایای بهتری از اندیشه مرحوم فردید روشن خواهد شد"
هر چند که بعید است همچون منی از عهده تبیین و روشن کردن زاویه ای از زوایای اندیشه مرحوم فردید بربیاید و این در واقع کاری است که بزرگانی همچون دکتر داوری می باید به آن می پرداختند که نپرداختند، اما آن یادداشت چه سوء تفاهماتی ممکن است پیش بیاورد و در مورد چه کسی؟ موارد مختلفی بنظرم رسید و جستجوهائی هم در باب آنها در آنجه که از سخنان مکتوب استاد در اختیار است کردم ولی چون به نتیجه قطعی نرسیدم از این مطالعه کننده محترم خواهشمندم خودشان در مورد سوءتفاهمات احتمالی توضیحی بدهند تا ببینم تا چه حد از عهده رفع آنها برمی آیم. اما تا همین جا یک سوء تفاهمی که برای خودم در این مورد پیش آمده بود رفع شد و آن اینکه دکتر داوری گفته است که :
"یک بار نمی دانم به چه مناسبت در روزنامه کیهان (فردید) از من به عنوان صهیونیت زده ، ماسونیت زده و بهائیت زده نام برده بود. به ایشان تلفن کردم و گفتم :"حالا کاری به صهیونیت زده و ماسونیت زده ندارم ، این بهائیت زده را از کجا آوردید؟"ایشات پاسخ داد :"اردکان بهائی زیاد داشته است"."
در حالیکه در سخنان درج شده استاد فردید در روزنامه کیهان ذکری از "بهائیت" بمیان نیآمده است و برایم جای سوال بود که آقای دکتر داوری "این بهائیت زده را از کجا آورده اند؟" تا اینکه در جستجوی اخیر در صفحات 280 دیدار فرهی به این سخنان استاد فردید برخوردم:
" می بینم بسیاری از مطالب هیدگر را – که نمی خواهم بگویم از اولیاءالله است که هنوز وقتش نشده که بگویم که هیدگر کیست – اینها می گیرند و فساد {فاسد؟} می کنند و تحویل جامعه می دهند. مثل مارکوزه و آدرنو و نسبت برخی از این جماعت با من همینطور است. این یهودی زدگی به حقیت حق تمام وجودشان را فراگرفته است، ماسونیت زدگی و بهائیت زدگی و صهیونیت زدگی بر آنها غالب است."
لذا می توان احتمال داد این دو مورد خلط شده و بصورت آنچه در مصاحبه مذکور از دکتر داوری نقل شده درآمده باشد.
برچسب:
نویسنده: باران پورعلی