خرید بک لینک

مدتی است که ساخت "فیلم مستند" درباره افراد و شخصیتها در مورد اقبال قرار گرفته از جمله در مورد "استاد فقید دکتر سید احمد فردید". خیلی از این مستندها اینطور است که می روند درباره شخصیتی چند تا عکس و چند تکه فیلم پیدا می کنند و بعد با چند نفر از نزدیکان و اطرافیانش مصاحبه می کنند و اینها را بهم می چسبانند و مثلا می شود مستند حیات شگفت انگیز فلانی! حالا در مورد مرحوم فردید کسی رفته با آقای بهروز فرنو مصاحبه و تکه هائی از سخنرانی تلویزیونی پخش نشده آن مرحوم در سال 1363 را به آن اضافه کرده اسمش را گذاشته "مستند فردید به روایت فرنو". یا تیزری در فضای مجازی وجود دارد با عنوان تیزر"مستند فیلسوف بزرگ معاصر سید احمد فردید" که آنطور که از این تیزر برمی آید مصاحبه با چند تن از افراد مرتبط با فردید است حالا چه چیز دیگری اضافه دارد هنوز معلوم نیست اما با توجه به آن تیزر می توان حدس زد که آنهم چندان مستندات قابل ملاحظه ای نداشته باشد. مورد سوم اما جالب تر است و آن مستندی است با عنوان فارسی "حیات شگفت انگیز احمد فردید" و عنوان انگلیسی The Fabulous Life and Thought of Ahmad Fardid که گویا ابتدا The Marvelous Life and Thought of Ahmad Fardid بوده و اینکه چرا اولا در ترجمه فارسی "فکر" حذف شده و ثانیا Narvelous با Fabulous جایگزین شده معلوم نیست و به این ترتیب عنوان بی ربط "حیات شگفت انگیز احمد فردید" درفارسی به فیلم داده شده است. در اینکه مرحوم فردید انسانی بوده با برخی خلقیات و رفتارهای عجیب تردیدی نیست، مثل اینکه جلسه سخنرانی رسمی استاد مدعو خارجی را بهم بریزد یا در میهمانی روشنفکران یکی را هول بدهد توی استخر. اما این کارها حیات کسی را شگفت انگیز نمی کند. حالا "زندگی و افکار رازآلود احمد فردید" می توانست وجهی داشته باشد چرا که هنوز مواردی در زندگی و کارها و آراء و افکار آن مرحوم وجود دارد که مبهم باقی مانده است.

این فیلم را آقای دکتر "علی میرسپاسی" استاد دانشگاه نیویورک و رئیس مرکز ایرانشناسی آن دانشگاه ساخته است. البته ایشان متخصص جامعه شناسی است و نه مستندساز ولی چون کار اصلی ایشان ظاهرا مطالعه و تحقیق و تالیف در باب مسائل ایران بعد از انقلاب اسلامی و بالاخص در چند سال اخیر در مورد استاد فردید بوده و در این مسیر به اطلاعاتی دست یافته و با بعضی افراد که فردید را می شناخته اند آشنائی داشته یا پیدا کرده لذا می توان حدس زد که برآن شده که خب با این چند نفر مصاحبه کند و با مقداری از مواد و مصالحی که نسبتا راحت هم می توانسته به دست آورد مستندی بسازد و اسمش را بگذارد :"حیات شگفت انگیز احمد فردید"!

نگارنده اگر چه تا کنون این مستند را ندیده است ولی بابت نوشتن چند سطری که در ادامه خواهد آمد خلاصه ای از آن را که در اینترنت گذاشته شده بود همین چند روز اخیر دید و با اطمینان می تواند ادعا کند که این مستند برای نگارنده قطعا و برای دیگران احتمالا چیز مهمی از حیات و فکر شگفت انگیز احمد فردید را که تا کنون نمی دانسته اند روشن نخواهد کرد و نگارنده گمان می کند مقصود میرسپاسی از تهیه این فیلم القاء مطلبی است که وی اخیرا در مورد آن قطعیت پیدا کرده و دیگرانی هم از مخالفین جمهوری اسلامی کمابیش آن را مطرح کرده و می کنند و آن اینکه رژیم گذشته در پر وبال دادن به آن دسته از روشنفکران و هنرمندانی که در دهه های 40 و 50 به هر نحو جلوی غرب زدگی – البته آنطور که خودشان فهمیده بودند - می خواستند بایستند و بر فرهنگ و هنر و اصالت های بومیشان تکیه کنند – و میرسپاسی گمان می کند فردید مهمترینشان بوده است - اشتباه کرد و همین نهایتا باعث فروپاشی اش شد. به عبارت دیگر می توان حدس زد میرسپاسی می خواهد پاسخی اقناعی برای در وحله اول دانشگاه نیویورک که مرکز مطالعات ایرانشناسی راه انداخته و متقبل هزینه های آن شده فراهم کند، پاسخی قانع کننده برای این سوال که چرا در ایران انقلاب شد و چرا انقلاب، اسلامی شد؟ و می خواهد کتابها و گزارش های تهیه شده و این مستند را بگذارد مقابل چشم صاحبکار هایش و بگوید بفرمائید اینهم جوابی برای حداقل قسمتی از سوالی که برای پاسخش این مقدار بودجه هزینه کرده اید.

می دانیم که گرفتاری غربی ها در فهم اینکه چرا در ایران انقلاب شد و چرا این انقلاب اسلامی شد و چطور باید آن را بشناسند و با آن مقابله کنند ناندانی خوبی در این چهل ساله برای دسته های مختلفی از ایرانیان بوده است. از ضدانقلاب و اپوزیسیون رسمی و نیمه رسمی و پناهجویان جورواجور که بگذریم بعد از انقلاب تعداد زیادی از عمامه به سر ها و مکلاهای درس خوانده حوزه های علمیه و دانشگاه رفتند آن طرف تا به غربی ها درس شیعه شناسی و اسلام شناسی و فلسفه اسلامی بدهند، یک تعدادی جوانترها هم از اینجا با دیپلم و لیسانس رفتند آن طرف ، درس خواندند، مدرک گرفتند و شدند استاد دانشگاه های آنجا در رشته های علوم انسانی و کار و بارشان هم این است که تحقیق و مطالعه کنند در ایران چه اتفاقی افتاد و می افتد و نتیجه مطالعه و تحقیقشان را در وحله اول در اختیار موسساتی که در آن کار می کنند قرار دهند. نتیجه کار گروه اول که:"ذات نایافته از هستی بخش/کی تواند که بود هستی بخش"، اما گروه دوم هم ظاهرا تا به حال که نتوانسته اند محصول مفید و کارآمدی برای غربی ها تولید کنند – البته غرب زدگی ایرانی ها جوری است که در خود ایران محصول کار آنها را به ظاهر بیشتر تحویل می گیرند – به نظر نگارنده دلیلش هم این است که فکر این افراد طوری قالب بندی می شود که جز با "تفکر قالبی" نمی توانند مسائل را تحلیل کنند و در مواجهه با مسائل انسانی و اجتماعی و فرهنگی دچار کج طبعی و دل کوری ای می شوند که خود مانع درک و فهم درست مساله می شود. حالا فرض کنید یکی از اینها مثل میرسپاسی بخواهد در مورد کسی مثل فردید تحقیق و پژوهش کند و نهایتا وی را بشناسد معلوم است که نتیجه اش می شود فیلم "حیات شگفت انگیز احمد فردید" که مدتی از فیلم را صرف نشان دادن حیاط بزرگ و حوض بزرگ خانه فردید کرده است.

اما آنچه نگارنده را به نوشتن این مطالب واداشت در واقع مطلب کوتاهی بود از آقای "بهمن کیارستمی" در روزنامه آرمان مورخ 4/2/97 در مورد همین مثلا مستند. ایشان نوشته که دوباره این فیلم را با جمعی از دوستان دیده و در آخر آورده:"میشود گفت "حیات شگفت انگیز احمد فردید" فیلم بسیار مفرحی است که فردید سخت و استوار را دود میکند و به هوا میبرد.". من که همه فیلم را ندیده ام، شاید صحنه ای بوده که فردید زیاد سیگار کشیده و در دود سیگارش محو شده و کیارستمی فکر کرده خود فردید دود شده و این دودشدن فردید موجب تفریحش شده و حالا باید دید این لذت بردن از دودشدن کسی از لحاظ "جانشناسی" و "علم استحسان"(معادل های استاد فردید برای پسیکولوژی و استتیک) چه وضعی می تواند داشته باشد!

اما موضوع اصلی برای من در نوشته کیارستمی اشاره ایشان بود به مستندی که سالهاست آقای کامران یوسف زاده وعده تدوین آن را می دهد:

"چند سال پیش که با کامی یوسفزاده سرگرم گفتوگوی مصوری درباره کارهایش بودم، گفت او هم در جلسات فردیدیه شرکت میکرده و از آن جلسات مفصل فیلم گرفته. همان روز رفتیم به زیرزمین خانه پدری او و انبوه حلقههای ۱۶ میلیمتری را فوتی کردیم تا شاید آن گنج پنهان را نجات دهیم و تاریخ فلسفه را متحول کنیم. کامی فکر این بود که بعد از اینهمه سال شروع کند به تدوین آن راشها و من هم تا میتوانستم قلقلکش دادم که دست به کار شود که البته نشد، ایران نبود و پروژه در آن زیرزمین، زمین ماند"

اما یک روز قبل از چاپ مطلب کیارستمی در روزنامه آرمان گزارشی هم با عنوان "صورت های بی نگاه" در مورد آثار نقاشی کامران یوسف زاده و نمایش آثارش در گالری آب انبار در روزنامه همشهری 3/2/97 چاپ شده که در آن آمده است:

"یکی از کارهایی که در کارنامه یوسفزاده به چشم میخورد، مستندی ناتمام درباره احمد فردید، فیلسوف نامآشنای ایرانی است. بیش از 20سال از درگذشت فردید میگذرد اما آیا این مستند قرار است همچنان ناتمام بماند؟: «فیلمهایی است که 30سال پیش از فردید گرفتهام. وقت نکردهام که تمام کنم.» یوسفزاده در پایان صحبتهایش میگوید: «تمامش میکنم. سال آینده تمامش میکنم.»"

از گزارش همشهری برمی آید که یوسف زاده 31 فروردین 97 وعده اتمام مستند را داده ولی کیارستمی در نوشته اش در روزنامه آرمان ادامه می دهد:

"دو، سه هفته پیش (علی القاعده باید اوائل فروردین 97 باشد ) که بعد از سالها دیدمش و سراغ پروژه فردید را گرفتم، در جواب پرسید این فیلم تازه درباره فردید را دیده ای؟ گفتم بله....بعد از شرح مختصر دوباره پرسید همان را که من دیده ام، دیده ای؟ گفتم دیده ام. بعد سکوتی شد و طوری نگاهم کرد که به نظرم میخواست بگوید که چه خوب شد وقت، صرف آن پروژه و فردید نکردیم و آن گنج پنهان را به حال خودش گذاشتیم""

حالا نگارنده لازم نمی بیند مثل آقای کیارستمی ذهن خوانی و در مورد وجه این القائات ایشان اظهارنظر کند ولی اگر واقعا یوسف زاده آنطور که کیارستمی می گوید از جلسات "فردیدیه" یعنی جلساتی که در دهه چهل و پنجاه در خانه جهانبگلو و شایگان و جلیلی و....برگزار می شده فیلمبرداری کرده باشد این فیلمها واقعا ارزشمند و تماشائی می تواند باشد. اما اگر کیارستمی جلسات سخنرانی یا به قول مرحوم مددپور درسگفتارهای پس از انقلاب فردید را به اشتباه فردیدیه نامیده – منجمله آنچه یوسف زاده برای یان ریشار فیلمبرداری کرده – باز هم مغتنم است اما نه در حد جلسات فردیدیه.

در خاتمه بنده می خواهم در حد خودم از آقای یوسف زاده خواهش کنم که به این جور القائات ترتیب اثر ندهد و آنچه را که در اختیار دارد به نحوی برای علاقمندان قابل مشاهده نماید.

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1398 ساعت: 3:40

صفحه بندی