خرید بک لینک

در وهله دوم انگیزه نگارنده مطالب بعضا تاثر آوری است که در سخنان استاد فقید دکتر سیداحمد فردید هر از چندی تکرار شده است و این سوال را به ذهن می آورد که ماجرای این فرهنگ ها چه بوده و سرانجام آنها چه شده:

"حالا ترکیبات دارد این "ارس" که یاد رفته... این کاری که من در فارسی کردم و این بی سابقه است و واقعا دو هزار صفحه است. من چطور بدانم دیگر که چه بشود دیگر؟ من بیست سال کار کردم حالا هم ممکن است یا الله... بهتر است که من بروم، من بروم تمام کار بیست ساله من می رود، خدا حافظ! دست تنها چه بکنم؟ چه بکنم؟ در جهانی که برای یک کتابهای چرت و پرتی عده ای برداشت و زمان دکتر خانلری درست کرد و جمع شدند برای اینکه یک فرهنگ بنویسند، چقدر پول داد! من چهار نفر نمی توانم که کسی باشد که به من کمک کند... پول می خواهد، وقت می خواهد ،نه من وقت دارم نه آنها، گله ای هم ندارم، هر چه خدا بخواهد ولی من یک کاری کرده ام نمی دانم چه می شود، حالا که نمی توانم در این وضع تو خانه خلوت کنم، چون خودم تهیه کردم... تکلیف من این است که بیایم اینجا حرف بزنم، تکلیف من است، خیال نکنید که بنده می آیم به شما ها حرف می زنم واقعا حالا ارضاء شهوات نفسم می شود، من می دانم شب که می روم خانه چقدر خردم، می دانم که احساس این بار مسئولیتی که می کنم... نمی دانم شاید هم هوای نفس باشد دیگر، اینطور نیست که بخواهم سری تو سرها بیاورم، اصلا از من ساخته نیست همچو کاری، فقط برای جوانها یک "بلاغی" است، "رسالتی" بنده ندارم، اصلا "رسالت" را غلط میدانم، یک وظیفه ای است انسان تو کار خود بیاید یک حرفهائی بزند."(از سخنرانی های 58-61)

همانطور که ذکر شد مرحوم استاد فردید در مواضع متعددی به مساله اشاره کرده است که نگارنده چند مورد دیگر را قبلا در مطلبی با عنوان "معرفی نوشته های فردید لاحق – فرهنگ اشتقاقی فارسی و عربی" در وبلاگ ahmadfardid.blogfa.com 11/9/95 درج نموده است. این موارد البته با یکدیگر کاملا همخوانی ندارد مثلا در همینجا گقته شده 2000 صفحه ولی در موردی که در قسمت اول این نوشته درج شد به 5000 صفحه اشاره شده است. به نظر نگارنده این موارد قابل جمع است اگر سخنان حمل فردید بر صحت نموده و کل آنچه را که در این باب از ایشان بجامانده است مد نظر داشته باشیم.

تا آنجا که نگارنده از نوارها شنیده و در آنچه از مرحوم فردید مکتوب شده خوانده و در بررسی کتابخانه و مکتوبات باقی مانده از ایشان – البته باید گفت بقیة السیف آنها در سال 1386 – دریافته، این است که همچنانکه خود وی می گوید این مجموعه می توانسته بالغ بر یک صندوق بوده باشد و سخن نقل شده از ایشان که اگر این کارها را روی هم بگذارند تا سقف می رسد هم چندان مبالغه آمیز نبوده است. بخشی از این مجموعه فرهنگ های متعدد لغات به زبان های مختلف است که استاد ریشه های لغات را در حاشیه یادداشت کرده است بعلاوه اینکار در موارد متعدد در حاشیه کتابهای دیگر - بغیر از فرهنگها – هم کم یا زیاد تکرار شده است. بخش دوم مجموعه دفترچه ها و اوراق دست نویسی است به زبانهای غیر فارسی و عربی که بنظر می رسد حاشیه نویسی فرهنگها به این دفترچه ها و اوراق منتقل شده است و بخش سوم چندین دفتر بزرگ که گویا به آنها "رحلی" می گویند که شامل اتیمولوژی کلمات فارسی و عربی است و چندین هزار صفحه می شود. مرحوم فردید علاوه بر اینکه بارها یادآور شده به اینکه مشغول انجام و حتی نهائی کردن این کارها بالاخص اتیمولوژی فارسی و عربی است بارها هم متذکر شده که این مطالب را در فرهنگ مفصل اشتقاقی خود آورده یا از آن نقل می کند. بعلاوه ایشان این دفاتر رحلی را به اشخاصی منجمله دکتر محسن ابوالقاسمی نشان داده و تقاضای همکاری کرده است(1). حالا چرا باید کسی در برابر سوال "این کارها کجاست؟" بگوید مثل آن فرهنگ آریانپور است که چهل پنجاه ورق بوده؟ و بنیاد فردید هم که در زیرنویس صفحه 182 "غرب و غرب زدگی" کار را به امکانات مفصل و هیئت علمی تمام وقت – یعنی تعلیق به محال - حواله داده است.

استاد فردید در مصاحبه با کیهان فرهنگی می گوید:

"یکی عبارت از فرهنگی است که من توضیح خواهم کرد فرهنگ اشتقاقی ، از یک طرف عربیست و از یک طرف فارسی ، این بی سابقه است . یک کار علمیست ، دارم تکمیل میکنم ، من معتقدم این فرهنگ .. با چند نفر نمیشود ، می خواهم....نمی شود . باید خلاصه ای بدست خودم بنویسم . نمیرم یک خدمت بزرگی بکنم ."

می دانیم که آن مرحوم از سال 1370 به بعد سخنرانی عمومی نداشته است و جلسات خانگی را هم حداقل از سال 71 تعطیل کرده بوده البته بوده اند افرادی که به ملاقات ایشان می رفته اند و طبعا مباحث هم مطرح می شده است. حدس نگارنده این است استاد سخنرانی ها و جلسات را نه صرفا بدلیل اینکه ایشان عملا بایکوت شده بوده و نه برای سخنرانی دعوت می شده و نه مجال تدریس داشته، بلکه بجهت تکمیل کار اتیمولوژی فارسی و عربی تعطیل کرده بوده است. مبنای این حدس هم مطلبی است که از مرحوم علیرضا بهادربیگی از نزدیکان مورد علاقه استاد در تنها باری که وی را در محل بنیاد فردید ملاقات کردم شنیدم. وی می گفت – نقل به مضمون - که استاد آن اواخر با خوشحالی مشغول کار روی فرهنگها بوده و مطالبی را می نوشته و کسی می آمده و می برده است.

در هرحال من فکر میکنم بهتر است بنیاد فردید حداقل به عنوان توجیهی برای همان تامین "امکانات مفصل" و "هیئت علمی تمام وقت" هم که شده خلاصه ای هر چند ناقص و محدود از آنچه خود استاد نوشته است تدوین و منتشر نماید. یقینا کسانی که کار ثبت و تصحیح اتیمولوژی های "غرب و غرب زدگی..." را انجام داده اند اینکار را نیز می توانند به سرانجام برسانند.

1 – "حاطرات دکتر ابوالقاسمی از استاد فردید" نقل شده از وبلاگ رها در فردیدنامه 21/1/1390

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1398 ساعت: 3:40

صفحه بندی