اخیرا درباره استاد فقید دکتر سید احمد فردید، مصاحبه ای با آقای دکتر موسی اکرمی در فضای مجازی منتشر شده با عنوان:" کاریفیلوسوفیکاتور: کمدی-تراژدی فلسفهناخواندۀ فلسفهستیزی که در فلسفه مقام استادی یافت". چون "موسی اکرمی" را نمی شناختم در اینترنت به جستجو پرداخت و طبق مندرجات ویکیپدیای فارسی متوجه شدم ایشان تحصیلات ابتدایی را در روستاهای سوارآباد و چقاسیاه از توابع شازند، واقع در استان مرکزی به پایان برده، و پس از پایان دوران متوسطه در اراک، تحصیلات در رشتهٔ فیزیک را در اصفهان و شیراز و تحصیلات در فلسفه را در تهران به پایان رسانده است و اکنون استاد واحد علوم و تحقیات دانشگاه آزاد اسلامی تهران است. اما اینکه دقیقا چه درسی خوانده و در چه دانشگاهی را متوجه نشدم.
در ابتدای مصاحبه، مصاحبه کننده مدعی شده که :" ضرورت بحث در بارۀ احمد فردید ما را بر آن داشت تا یک بار دیگر با این استاد دانشگاه به گفتو گو بنشینیم." اما توضیح نداده به چه جهت چنین ضرورتی احساس شده است. منتهی در پایان مصاحبه جمله ای نقل شده که این ضرورت را روشن می سازد:
"به هر حال الآن من فکر میکنم او قدرتی و نفوذی ندارد هرچند اندیشه هایش هنوز هم نزد کسانی باقی است و این هراس وجود دارد که در بزنگاه خاصی باز با خشونت بسیار چهره نشان دهد."!!
واقعا مبنا و مقصد این فوبیای فردید و این"فردید هراسی" چیست که سی چهل سال است هر از چند گاهی به آن دامن زده می شود؟ آخر این چه ترس و واهمه ای است که اینها از یک "فلسفه نخوانده بدون مدرکی که قادر نبوده اثر درخوری بوجود آورد و به ما می گوید دست روی دست بگذاریم"(1) می خواهند در اذهان بوجود آورند و چرا؟
ضمنا در این مصاحبه اکرمی جملاتی چند از نوشته سال 1356 آقای محمدرضا جوزی را که با عنوان "رودرروی یک نویسنده فلسفی: دکتر رضا داوری" در مجله بنیاد سال اول شماره 9 چاپ شده نقل کرده و به این وبلاگ ارجاع داده است. نگارنده در زمان درج آن نوشته در وبلاگ همچون آقای دکتر اکرمی بر این گمان بود که استاد فردید در تدوین این نوشته دخالت داشته تا اینکه از طریق یکی از دوستان اطلاع داده شد که آقای جوزی توضیح داده که استاد فردید در نه تنها در جریان نبوده بلکه پس از چاپ مطلب با وی عتاب کرده که چرا چنین مطالبی را چاپ کرده هر چند کلیت مباحث طرح شده را درست می دانسته است.
1 – برگرفته از مطالب همین مصاحبه
برچسب:
نویسنده: باران پورعلی