خرید بک لینک

آیا عبدالکریم سروش بوئی به مشامش رسیده که اوضاع را برای خود مناسب دیده و شروع کار باظهارنظر و مصاحبه کرده حتی می گویند که قصد بازگشت به ایران دارد؟(1)

نگارنده به خلاصه ای از یک مصاحبه طولانی با دکتر سروش در سایت ایبنا برخورده که شامل موارد متعددی در مورد استاد فقید دکتر سیداحمد فردید هم می گردد منجمله اینکه:"دکتر احمدی در یک جلسه‌ای می‌گفت این آدم "دیو خبیث"ی است. دکتر مجتهدی هم تایید کرد".(2)

دیو خبیث !

مرحوم دکتر کریم مجتهدی همکار فردید در گروه فلسفه دانشکده ادبیات و مرحوم دکتر احمد احمدی دانشجوی فردید بوده اند و این دومی در امور سیاسی دخالت هائی هم داشته و حتما فی مابین خود آنان با مرحوم فردید هم مسائلی پیش آمده - که نگارنده اطلاع محدودی در این موارد دارد – و از کاروبار فردید داده‌های هم داشته اند، ولی در هرحال باید توجه داشت که فردید انسان و متفکری متمایز از اینان بوده که اینگونه صلای بی ادبی به او داده شده است. فی المثل در کتاب "پرسیدن و جنگیدن" از مرحوم دکتر آشتیانی نقل شده است:

"یکبار استادی از دانشگاه هاروارد آمده بود دانشگاه شریف تا در خصوص فلسفه های تازه اروپا صحبت کند. دکتر اعوانی هم مترجم بود از زبان انگلیسی. خلاصه ما نشسته بودیم و گوش می دادیم که فردید آمد. همه منتظر بودیم ببینیم چه می کند، گوش می دهد یا وارد بحث می شود. دیدیم آمد ردیف جلو نشست. چند دقیقه که گذشت صندلی اش را جلو کشید و پایش را گذاشت روی میز سخنران با کفش، یک قرآن از جیب در آورد و گفت: بچه ها، به قرآن این مادر قحبه دروغ می گه."(3)(صفحه 310)

مجتهدی و احمدی اگرچه استاد فلسفه بوده اند ولی بنا به قرائن به لحاظ رفتار شخصی و اجتماعی و حتی درک سیاسی، انسان های معمولی و ساده و غیرقابل مقایسه ای با فردید بوده اند اما بنظر نگارنده حساب عبدالکریم سروش جداست. کسی که از خباثت بهره کافی نبرده باشد چگونه می تواند در جوانی بدون داشتن سوابق و سواد و معلوماتی درخور توجه، همه را سرکار گذاشته و در رادیو و تلویزیون و حوزه علمیه و دانشگاه به عارف و عامی "فلسفه تاریخ" درس بدهد؟:

"حالا یکی از دسته ها! من صاف یکسال است اول گفته ام فلسفه دارد بطرزی عجیب... جای عجیبی می برندش، ارتباطی به ملا صدرا ندارد، ارتباطی به فلسفه اسلام ندارد، دستاویز شده، همان متافیزیک منحط خودبنیاد فاقد ذکر و فکر دستاویز شده برای یهودیت ماسونیت و صهیونیت در بعضی از محافل، از آنجا برنامه دوم تلویزیون تقریبا بلااستثناء. توجه بکنید! این ناپیداست، دست قهر الهی هست، حالا من نمی گویم خنجر بکشید اینها را ببرید. می گویم! اگر گفته ام... بیاید حتی اگر تمام بمن... جهانی هم با من مخالفت کند، اما نمی آید. ببینید! یک جوانی می آید اینجا، شروع کار کرده "فلسفه تاریخ"! من می دانم چی دارد می گوید رسما از سر جهالت و غرب زدگی، و پیداست انسان منحرف جاهل است ولی در ضمن جهالت سوء نیت هم نمی تواند نداشته باشد. با یک حرف های عجیب غریب، بعد هم اسم خدا برد، دقت کردید؟ "تاریخ" چه بود؟ شعرش را هم بخوانَد با قردیگری، حرکات نابجا، دوتا شعری بخواند که:"آقا تاریخ نثر است، نظم نیست، کسانی که گفته اند کلی هست تاریخ و نظم دارد اینها جاهلند". این اباطیل بچگانه، ترجمه های شکسته بسته بی ربط بی معنی، از اشراط آخرزمان، یک ساحتی مطلق و تنها و تنها تحریکات خارجی و بی سوادی و بی معنی گری. آخرین مرحله یهودی زدگی غرب مانند پوپرها بیایند و در ضمن حرکات زشتی درس فلسفه تاریخ بدهند. دلیل بر اینکه امام زمان حاضر است و برای من هم اگر حاضر نیست اینها که گفتم کسانی مثل من بودند، هستند که واکنش کنند، دقت کردید؟ حالا وقتی می گوید چی می گوید؟ کل مطلق ... این شعر را که بارها خواندم:" تفکر رفتن از باطل سوی حق/ بجزو اندر بدیدن کل مطلق کل"، "ففی نظام الکّل کلٌ مطلق"(4). اگر یک جزئی از این عالم - شعری هست - از جهان برداشته {شود} با فرض محال، تمام جهان [...] فرو می ریزد بهم. مساله قضا و قدر را فراموش کردن، مسائل پیش پا افتاده لوح محفوظ ... وهمینطور قیافه قردیگرانه گرفتن:" فلاسفه تاریخ کلُّه تمّاً(5) آمده اند که خط بطلان به اینها بکشند". برو پسر ادب پیدا کن! برو آدم بشو! ملا یزقل زده! کارل پوپر یهودی ننگین زده ای که سواد نداری! اصلا الفاظت توهین به دیانت مقدس اسلام است! کی آورده این را؟ :عادات ماست. آیا دست دانسته ای هم هست که اینها را آورده؟ من گفتم باز هم می گویم برنامه دوم، اول گفتم "شو" بود بعد گفتم دارد تکرار می شود به برنامه شریف امامی، شریف امامی [...] بود، بنام فلسفه آغاز کردند تبلیغات ماسونی، چرا؟ بنده نمی گویم فلان رئیسی، فلان آقا دانسته این کار را کرده، تاریخ است، حوالت تاریخی است، کل مطلق آخرزمان است که چون به تزلزل افتاده است ندانسته دست افتاده رویش، ستون پنجم است، نمی داند، آنهائی که نمی دانند بیشتر می روند، نمی خواهم بگویم این آقا دانسته جاسوس است، نه! می گویم... بیان می کنم از نظر حوالت تاریخی این برنامه دوم تلویزیون برحسب عادت دفاع از منافع ومطامع پست مخصوصا ماسونی و یهودی و صهیونی است بدون ذکر و فکر. ولی از آنجائیکه خدا با ماست، از آنجائیکه امام زمان هر روز بیشتر دارد حضور پیدا می کند، اینها چیزی نیست، تو گوششان زده می شود، تو گوش این جریان زده می شود، وگرنه بنده نمی گویم این جوانک را... نه! خدا هدایتش کند، رفته کتابی یک قدری خوانده، حالا آمده دارد تمام شماها را درس می دهد و من پیرمرد و مردم و دیگران:"فلاسفه تاریخ اینطور گفته اند....". برو گم بشو! باز می گویم این فلان زیادی خوردن ها مال پوپر است پسرک، که تو تکرار می کنی، اصلا تو که الفاظ سرت نمی شود چیست. "دترمینیسم" است! اصلا "جبر"... تو اینقدر بیسوادی که نمیدانی دترمینیسم جبر نیست، "موجبیت" است. آنها راسیونالیست اند، کارل پوپر با دسته [...] او، اسمشان "راسیونالیسم کریتیک" است، "مذهب اصالت عقل انتقادی"، پتیاره خرد ممسوخ آخرزمان! مارکس راسیونالیست است، هگل راسیونالیست است، یک اصل ساده ای است، برو درس بخوان! تو کتابهای کلامیِ هزار سال هست، یک اصلی است، یک دسته ای هستند می گویند "کل ما لم یجب لم یوجد"، هر فعلی تا به مرحله "وجوب" نرسد "وجود" پیدا نمی کند این اصل را راسیونالیست ها گفته اند، فلاسفه گفته اند، ارسطو گفته، مارکس گفته."(سیداحمد فردید 18/8/1359)

1 – لیبرالیسم نقابدار، محمد قوچانی، هفته نامه تجارت روز آینده شماره 642

2 – سایت خبرگزاری ایبنا شنبه 17 مرداد 1405

3 – با توجه به آنچه مرحوم آشتیانی در ادامه نقل کرده این جلسه باید در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برگزار شده باشد.

4 – اینطور شنیده می شود ولی با توجه به این بیت از شرح منظومه جلد دو صفحه 422)( بنقل از ویکی فقه):"ما لیس موزوناً لبعض من نغم •••••• ففی نظام الکل کل منتظم‌"، احتمالا سهوی در کار بوده است.

5 – اینطور شنیده می شود ولی نگارنده در مورد تحریر صحیح آن تردید دارد.

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:36

صفحه بندی