خرید بک لینک

"ریای زاهد سالوس جان من فرسود "

در همان خلاصه مصاحبه مطروحه در مطلب قبلی از عبدالکریم سروش نقل شده که:

" از دکتر نصر شنیده که فردید یک ملحد بود"

معلوم است که مراد "نصر" از واژه "ملحد" همان چیزی است که همه ما معمولا ممکن است در نظر بیاوریم: کافر و بی دین و ....

استاد فقید دکتر سیداحمد فردید در آخرین سخنرانی خود در سمینار "آل احمد" در اسفند 1369 می گوید:

"حقیقت چند معنی دارد. یکی‌اش که به ریشه یونانی «aletheia» است - هیدگر و کسان دیگری - یعنی "کشف الحاد". «lethe» می‌گویند الحاد. این کشف حجاب و کشف الحاد کلمه یونانی‌اش «aletheia» است."

یکی از تعابیر اساسی مرحوم فردید "الحاد در آیات و اسماء حسنی" است. وی در سخنانی در سال 1368 چنین می گوید:

"اینهمه کتاب ها که راجع به "خدا" نوشته می شود که "خدا" هست، راجع به خدا کتابهائی نوشته اند، کاتولیک ها "خدا" گفتند. در برابرش کتابهائی دارد ترجمه می شود که می گوید خدا نه! آنچه حوالت تاریخی است این است که چه آنکه اثبات خدا می کند در دوره تازه مثل "کاپلستون" ها، یا خدا را رد می کند، همه در یک چیز مشترکند:"اصالت مسئلهیت نفسانی". و چون مبحثیت نفسانی اصالت پیدا کرد، انسان اصالت پیدا کرد: اول انسان است بعد خدا. کاپلستونش باشد، چه می دانم... آنهائی که اثبات خدا می کنند:"همچو خدائی گو مباد!"، در برابرش مارکسیست است، وقتیکه این خدا مباد آن مارکسیسمش هم گو مباد. همه اینها در یک چیز مشترکند:"خدا انسان است و انسان خدا". مذهب "مذهب اصالت ناس است"، نه "خدا". الآن در دوره تازه مذهب اصالت ناس دارد می رود به "مذهب اصالت نسناس". مردم هم مرتب دارند می روند به طرف بعضی که اصرار دارند به "مذهب اصالت نسناس" در این دوره به‌روز اینها را من بهشان می گویم "قرده خاسئین آخر زمان". حالا درست است کاپلستون شما ترجمه می کنید، به نام خدا می خوانید ولی حالا ترجمه ها هم خودش محوریت نفسانی زده است و فاقد ذکر و فکر است مخصوصا انگلستان و فلسفه های تحلیلی مانند کاپلستون ها، ولی یک نفر روحانی که "کاپلستون" می خواند این جا، تصور می کند که آقا این موحد است: نه! تازه این ترجمه ها! بدانند روحانیان ما که این ترجمه ها دیمی و اکنون زده و فاقد ذکر و فکر است، خب ولی باز هم پیداست مثل خیلی از روحانیان از جمله مخصوصا شهید مطهری بود، دقت می کرد اینها را که می خواند، متوجه بود که این ترجمه ها چیست برای همین خب از نو خودش سعی می کرد معنی کند ببیند چی می خواسته بگوید و چی هست... چی بوده مقصود. مثلا می گویم "تاریخ کاپلستون" که از روی ترجمه ها می توانسته ایشان بخواند، باز هم هستند کسانی. بنابراین من نکته ای که رویش تکیه کردم مساله محوریت نفسانی است و این مسئلهیت نفسانی مستلزم "الحاد" است، "الحاد در آیات و اسماء". الحاد به معنی پوشش است و فراموشی، ملتحَد آن جائی است که انسان پناه می برد، یک وقت هست انسان پناه می برد به الله، این مال پریروز است. یک وقت هست که انسان پناه می برد به خویشتن خویشش و نفس خودش، این بهتر بود بگویم اژدرهای نفسش، مبحثیت نفسانی یعنی اژدرهای نفس نوین، یعنی نفس اماره اصل است، حتی هر چند دوره نوین نفس اماره بالسوء است، آنهم ملتحَدی دارد، ولی ملتحَد داریم تا ملتحَد. ملتحد نوین مستلزم الحاد مضاعف بی سابقه در تاریخ است، الحاد در آیات و اسماء... الحاد در آیات و اسماء حسنی! الحاد حوالت است، همه اسماء پوشیده می شود، حجبِ ضخیم ظلمت و ظلمات خویشتن خویش نفس اماره به مضوعیت نفسانی به‌روز و موردیت نفسانی به‌روز رویش کشیده می شود وبی سابقه. دم از خدا هم ممکن است بزند غافل از اینکه بی سابقه انالحق است، نحن الحق است همه، بدین معنی از الف تا آخر کتاب کاپلستون یک چیز است: این منم طاغوت علیین شده اثبات خدا بکنم یا نه، این منم ملحد مطلق بدون اینکه بگوید الحاد. حالا یک ملحدی که مثلا فرض کنید تومیست ها باشند، نئوتومیست ها باشند، کاپلستون باشد، می آید می جنگد با مارکسیست، مارکسیست ملحد، خودش هم ملحد، دو تا ملحد با هم دعوا می کنند، آن ملحد مارکسیست هم با این دیگری هر دو ملحدند. الحاد اختصاصی به مارکس ندارد، الحاد درآیات و اسماء حوالت تاریخیِ تمام تاریخ غرب است که بالکل مبانیش در تزلزل است، چه مارکسش باشد، چه آنتی مارکسش باشد ،می بینید در شوروی چه خبر است؟ در امریکایش هم بیائید معلوم شد چطور مبانی اش در تزلزل است، الآن در تزلزل است! اینها وضع دفاعی گرفته اند از زور پسی در جهان در مقابل دفاع از آیات و اسمائ حسنی و آیات و اسماء توحیدی به توحید الله، می بینید چه وضعی پیدا کرده اند؟"(1)

حالا از اینکه آیا فردید ملحد بود و چه جور ملحدی بود که بگذریم آیا جای این سوال باقی نمی ماند که این چه خدائی بود که سید حسین نصر دیندار می پرستید که در عین حال به خودش اجازه می داد زمان آیندهی واقعه خونین 17 شهریور 1357 بشود "رئیس دفتر فرح پهلوی"؟

1 – متن نسبت به آنچه شنیده شده باز آرائی شده و بعضی از مواردی که برای نگارنده نامفهوم باقی ماند حذف گردیده است.

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:36

صفحه بندی