
ادامه جلسه 19/5/1359
"این مساله "وحدت در کثرت" و "کثرت در وحدت" را به معنی "یلی الله" و "یلی الخلق" هم گفته اند. یک وقت هستش که انسان رویش به حق است، یک وقت رویش به خلق است. در روز که ما کسب می کنیم، زندگی می کنیم، روی ما به حَ... از حق به خلق است، یک وقت هستش که از خلق به حق است، از کثرت به وحدت است یا از وحدت به کثرت. یک شاعر غربی هم رویش دو تا جهت دارد، گفتم Ambiguë است، یک وقت رویش به حق است یعنی به نفس اماره، شاعر می شود، حضور پیدا می کند، علمش بی واسطه است. یک وقت از نفس اماره به یک ظهورات نفس اماره است یعنی باصطلاح امروز "پدیده ها"، در این پدیده ها پشتوانه اش همان نفس اماره است. در این دو مورد یک وقت که از خلق به حق می رود از خَ... از ظهورات به نفس اماره می رود، یک وقتی می شود سیاست مدار ماکیاولیستی، یک دفعه می شود هنرمند، یک دفعه هم اگر فیلسوف متعهد باشد که باصطلاح بنیانگزار فلسفه است، مثل دکارت مثل هگل مثل... مثل کانت، با اینهمه بین کثرت و وحدت است. یک دفعه می رود به سر حد کثرت بینی، علم و فلسفه است یک دفعه به سرحد وحدت نزدیک می شود به تعهد. سه ساحت و سه قلمرو سیاست و فلسفه به معنی تفکر فلسفی که امروز خوشبختانه تمام است در سیاست، در سیاست تمام است و باز بنظر تکنولوژی اهریمنی تا آنجا که سیاست ازش استفاده می کند، نه ذات علم. می بینید که فلسفه نمی تواند بگوید سیاست چیست(؟) سیاست و(2) تکنولوژی وسیله اش است، این سه تا به هم مدد می رسانند(؟). الآن دیگر هنر رفته، فلسفه هم رفته، آنچه اصالت دارد سیاست است، سیاست اشموغی و اهریمنی است، این سیاست اشموغی..."(پایان نوار)(سیداحمد فردید)
برچسب:
نویسنده: باران پورعلی