خرید بک لینک

تا اینجای جلسه استاد فقید سید احمد فردید طی 75 دقیقه که بخش عمده مطالب آن در پنج مطلب پی در پی قبلی مندرج در این وبلاگ تحریر شد (1) کوشیده است در فردای حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی و یارانش در 7 تیر 1360 ، خودآگاهانه به مساله جبهه بندی های سیاسی ایران آن روزگار بپردازد و همانطور که ملاحظه نموده اید، مطالب از نظم و انسجام بالنسبه خوبی هم – صرفنظر از اینکه هرکس چه درکی از مطالب می تواند داشته باشد – برخوردار بوده است.

در این مقطع از سخنان استاد، پس از آنکه که نام "پوپر" آورده می شود یکی از حضار دستش را بلند می کند(2):

استاد: بله؟

سوال کننده شروع می کند به حرف زدن و هم زمان استاد - جسارتا با لحنی شیطنت آمیز! - می گوید:

"حالا چه می خواهی بکنی؟ می خواهی دفاع از پوپر بکنی از من سوال می کنی؟ چون یک دفعه تا وقتی رسید به یک پیغمبران زمانه دستشان را بلند می کنند! اگر می خواهی یک چیزی سوال بکنی وقتش جداست، خب...

سوال کننده: ببینید، معمولا پوپر را مقایسه می کنند با مارکوزه...

بله؟ با کی ؟

سوال کننده: با مارکوزه

خودشان هر دو را می خورند، هر دو جاهلند، خودشان را می خورند،(3) پوپر را تو مملکت ما نفهمیدند ...

سوال کننده: کدام نقششان بیشتر است... (4)

کدام؟ هر دو را عرض می کنم، این بازی هائی است در می آورند عقل و روح ندانسته حفظ بشود، یهودی و صهیونی تو آنهم هست و لی تو مارکوزه تو بحران است یهودیت، در مارکوزه یهودیت و ماسونیت در بحران است. در آن {پوپر} دودستی چسبیده است، فرق نمی کنند، حالا آسان می شود [...] کرد. ای آقا مارکوزه هم هستش تو جریانات، من امروز می خواستم بیان کنم، بیطرفانه ها! می خواستم بگویم جریان های فلسفه جدید، گفتم جریان ها... آنها همه شان بیشتر از ما واقفند(؟) ما در ابتدائیم، حالا مارکوزه اش باشد ابتدائی هستش، پوپرش باشد ابتدائی است، کانتش باشد، هگلش می خواهد باشد، همه اش مثل هم است. بنده می گویم - به یک لحاظ ابتدا اشاره کردم - هنوز در سطح خوداگاهی نرسیده ایم، دقت می کنید؟ حالا مارکوزه شلوغ می کند از طرف دیگر آن یهودی... آن دسته رفت، دسته ای که گفتم بازی امریکائی که می خواهد با "یویو" کله ها را گرم بگیرد. فعلا "یویو"، "پوپر" است، فردا این یویو برود یکی دیگر می آید. نه اینکه حالا بنده بیایم پوپر را بگویم... اصلا مساله این نیست، مساله عبارت است از همانی که مرتب امروز دارند می گویند، تو رادیو هم گفت، حفظ یک چیز است، حفظ منافع باصطلاح... چند دفعه است رادیو... به اینجا رسیدم گفتم که امریکا در دست یهودی هاست، رادیو یک چیزی گفتند؟ از سادات نگفتند رفته؟ گفتند رفته پیش سروران(؟) یهودی، درست؟ آنچه اصالت دارد برای بشر، تو پوپر هست، تو مارکوزه کمتر است و در حوزه فرانکفورت ضعیف تر است، این کمال پیدا کرده و دفع فاسد به افسد شده. مارکوزه فاسد است، این دفع فاسد به افسد شده. حفظ منافع یهودیان امریکائی، نه تمام مردم امریکا. مطابق روز در آلمان به عنوان سوسیال دموکراسی آلمانی و این دیگر صریح است، تقصیر شما جوانها این است که... خودتان از بنده هم آمادگی بیشتر دارید خواهش می کنم مستقیم کتاب ها را بردارید بخوانید. شما بودید من این کتاب پوپر را آوردم اینجا عناوینش گفتم چیست؟ دو جلد کتاب آوردم اینجا نشان دادم کتابی است نوشته اند عده زیادی...من چکار کنم، شما یک دفعه می آئید فردا می روید، جوانید، قیافه تان هم خوب است من می بینم که اهل دردید، حتی اگر به من خنجر هم بزنید [...]ها! بنده آوردم، عده ای جمع شدند بنام پوپر... راسیونالیسم کریتیک و سوسیال دموکراسی، دو هزار صفحه است، بیشتر از دوهزار صفحه است، آوردم اینجا عناوینش را خواندم، قدرت... فقط صراحتا جبهه است، جبهه پوپر و دسته اش، جبهه هائی که دفاع از سوسیال دموکراسی المان می شود. مقدمه این کتاب هلموت اشمیت نوشته، کجا هستید شما؟ درست شد؟ ولی اینها می دانند وقتی این آمد...حالا شما مرا از موضوع خارج کردید، موضوعی که می گفتم، چشم ولی... چشم از لحاظ دیگری گفتم، من احترام به جوان ها... بالاخره من تکلیفم است ایشان سوال کردند(5) ببینید! اجازه بدهید! وقتی که من می بینم و در اقلیتم ،حتی نه تنها... اینها 1ی است که تو... حوالت اینها را هم گرفته. این دنباله حرف هائی است که آقای رئیس مجلس زد. من که نمی آیم حالا که شعار بدهم، مرتبه من مرتبه خودآگاهی است ........تفسیر خودآگاهانه می دهم به گفته های آقای رفسنجانی. گفت آقا ما اشتباه می کنیم، آقا نقطه ضعف داریم، دیدید چه حرفهائی زد؟(6) بنده می گویم بله! خودآگاهی ما کم است. ما در عین حال... یک نکته هست توجه کردند،(؟) خودشان گفتند اشتباه کردیم، هفتاد و نه نفر را بمب زدند، حالا باید تجربه کنیم، ما بایستی حالا متوجه بشویم که در این خطر، نیائیم مرتب در یک جا دور هم جمع بشویم، حالا ما میفهمیم پسره را آوردند خودشان درست کردند، مرتب جمع شدیم، نشان کردند، حتی گفتش که توطئه همان پسره که فرار کرد، این همه را برد تو آن {جا}.(7) بنده می گویم در این حوادث جهان امروز یک اشکال این است که در بعضی موارد ما a posteriori فکر می کنیم "ما تاخّر" فکر می کنیم غربی ها بیشتر از ما "ماتقدم" فکر می کنند. در پهلوی یک اصطلاحی است، وقتی می خواهد که عالم خلق بشود می گویند خدا به "پیش دانش بین" (8) می دانست... دانش بین یعنی "پیش دانشی" به فارسی، به فرانسه می شود préalable (?) می دانست که این عالم که خلق می کند مستلزم شر هم هست، شر اهریمن است، پس باید این موجودات را چنان ایجاد کند(؟) تا بتوانند در مقابل اهریمن به نبرد بپردازند. یعنی این انسان، مخصوصا این انسان، این اختیار را دارد که در دنیا(؟) مبارزه کند با شر، با شیطان و گرفتار شیطان نشود. این را می گویند "پیش دانش بین"، بعد شیطان موجودی است که پیش دانشی ندارد، "پس دانش بینی" دارد. حالا قریب به این معنی است که coaissance a priori و coaissance a posteriori می گویند که تو کانت هم هست، شناسائی قبلی و بعدی، بنده ترجمه کرده ام سابق به "شناسائی ماتقدم و ماتاخّر". در شناسائی ما تاخر شما جزئیات را می بینید از "آثار" می روید به "موثر". در بعضی از مواقع است که انسان نظر عام و شامل دارد و از موثر می آید به "اثر"، این را می گویند coaissance a priori ، حالا! در مسائل معمولا... ما در مسائل سیاسی، در بعضی موارد پیش دانشی ما کم است، بعد اینکه امری واقع شد آنوقت توجه حاصل می شود، باز خوب است! اما علاج واقعه را بعد از وقوع می کنیم. این ها را اعتراف کرد، خوب است! انسان هر اندازه بیشتر تجربه کند و به خطای خودش توجه بیشتر پیدا کند آن در راه است و هر چه بیشتر این انسان مسلمان است، چنانچه دارند می گویند، چنانچه رئیس مجلس گفت. ما الآن دیدید... بنده می خواهم بگویم جریانهائی تو مملکت وجود دارد که - ما به خودآگاهی نرسیدیم و نمی توانیم هم یک دفعه برسیم، زمان می خواهد - که مار را تو آستین خودمان می پرورانیم. یکی از این مارها عبارت است از تبلیغات برای تاریخ(؟) پوپر. این آقا تقصیر ندارد این اتفاق می افتد(؟)مقصر نیست تبلیغ [...] زمینه مهیاست. صبح بیاید یک آقائی بردارد این مجله ای که برای دانشگاه منتشر می کنند اسمش چیست؟

حضار: "نشر دانش"

نشر دانش! ممکن این آمده این آقا بردارد این "نشر دانش" را بخواند، شب هم برود نماز بخواند، نشر دانش را بگذارد کنار، تفنگ دست بگیرد برود جبهه و مبارزه بکند و شهید هم بشود، دقت می کنید؟ ولی این نشر دانش را که می خواند می گوید به به! حتی شاید معراج هم پیدا می می کند، حال آنکه این وقت(؟) نشر دانش... بنده که به سوابق امر واردم می بینم که چگونه دارد دانسته و ندانسته در تبلیغ این نشر دانش، "مار" بر ضد انقلاب اسلامی تو آستین ما پرورش می دهند. زمینه است، زمینه این است که فلسفه تدریس نشود، کلاس فلسفه صد در صد در دست یهودی و ماسونی است، اینهم نه فلسفه، همچنان دنباله اش هست، بعد می گویند اسم می برد! این ها نامه می نویسند (8) باید دقت کنیم این مسائلی که مطرح می کنیم کی ها می نویسند، معلوماتشان چیست؟ این آقائی که این روزنامه نشر دانش دستش است کیست؟ کجا درس خوانده؟ چکاره است؟ اینها تفصیل می خواهد دیگر! هر یک از شما... امر به معروف و نهی از منکر معنایش همین است. هر انسان مسلمانی باید جستجو کند ببیند فردید کیست؟ چی می گوید؟ از کجا؟ معلوماتش چیست؟ سوابقش چیست؟ چه دردی دارد؟ چه دردی ندارد؟ در عین حال که دل شما حس می کند هر کسی کی است، در عین حال زمانی که از هر... در باب عادت مشروطه ... زمانه... صد سال [...] وسائل(؟) خارج، بنام اسلام برمی دارند، مار برضد اسلام می پرورانند. من همان روح پوپرهاست که می گویم بمب گذاشت [...]. نگفتم دو تا روح است؟ روح الطاغوت و روح الله، همان روح الطاغوت آخرزمان است بدون اینکه بگویم این آقا بمب [...]، آن آقا بمب [...]. پس هفتاد نفر را کشتند، هشتاد نفر را کشتند، این روح باطل(؟) است، این روح خبیث آخرزمان است. نمونه مثال می زنم جریان پوپر در اروپا. پنجاه صفحه برداشتند رسما! رسما دفاع از یهودی و ماسونی امریکائی است، رسما یهودی و ماسونی امریکائی، صهیونی گری ماسونی گری یهودی گری امریکائی را علم کردند این دسته. ...باز غرور پیدا نکنید، توجه پیدا کنید که صد سال تبلیغات چه بوده، عاداتش هست شما جوانها را همان روح الطاغوت... من احترام به شماها می گذارم که ببینم روح الطاغوت چه می کند[......] اگر ببینم برای پوپر سوال می کنید. در عین حال انقلابی هستید، در عین حال قیاس به نفس می کنید، خودتان خوبید، خودتان مسلمانید، توالی(9) فاسدش متوجه نیستید، تعارض تو مملکت پیدا می شود. جلوتر من دارم هشدار می دهم توجه کردید یا باز هم به مطالب من اشکالی دارید بفرمائید

سوال کننده: بعدا می توانیم حرف بزنیم.......

نه! بس نیست، الآن بگوئید! اینکه نمی شود! شما بگوئید شاید من مطلب را بتوانیم برای دیگران روشن کنم.

سوال کننده: شما آمدید هایدگر را با پوپر مقایسه می کنید...

نه هیدگر را من نیاوردم، هیدگر را من نگفتم، بنده هیدگر را اگر اسمی ... بعدا خواهید دید چگونه اسم ازش خواهم برد...

1 – پنج مطلب از 3/10/1402 تا 20/10/1402

2 – بنظر می رسد حدس نگارنده (روح اضافی 9/10/1402)در مورد اینکه جلسه ممکن است در منزل استاد برگزار شده باشد با توجه به نشانه هائی از حضور افراد متعدد در جلسه، درست نبوده و جلسه به احتمال زیاد در همان انحمن اسلامی حکمت و فلسفه برگزار شده و کتابهای مورد اشاره را استاد با خودش به آنجا برده است.

3 – آیا یزدی ها به جای "به هم می آیند" و یا "از پس هم بر می آیند" می گویند "خودشان، خودشان را می خورند"؟

4 – مطالبی که شخص سوال کننده و یا دیگر حضار در جلسه بین سخنان استاد می گویند بیشتر است از آنچه نقل شده، که به جهت دوری از ضبط صوت بیش از آنچه درج شده برای نگارنده مشخص نشد.

5 – در نوار مشخص نیست ولی ظاهرا سوال کننده مورد اغتراض برخی از حضار قرار گرفته است.

6 و 7 – از گفته های مرحوم رفسنجانی چند عبارت دیگر نقل شده بود که به جهت بریده بریده بودن نقل مطالب و نامفهوم بودن بعضی از کلمات، از درج آنها خودداری شد.

8 – نگارنده در مورد تحریر دقیق کلمه ای که استاد از منابع زردشتی نقل می کند تردید دارد اما جستجوی اینترنتی نشان داد که "پیش دانشی" و پس دانشی" بکاربرده شده است.

9 – در جای دیگری از همین نوار هم به این مساله نامه اشاره شده است و قضیه از اینقرار بوده که از طرف مسئول انجمن اسلامی حکمت و فلسفه در آن زمان مرحوم استاد فردید شفاها و کتبا تحت فشار گذاشته شده بوده که اسم "اشخاص" را در سخنانش نیاورد! بخشی از این ماجرا را دکتر منوچهر صدوقی سها (فرهنگ امروز13/1/1399) از قول عامل فشار نقل کرده است.

10 – ابتدا "تالی فاسد" تحریر شد ولی در جستجوی اینترنتی مشخص شد "توالی فاسد" هم بکاربرده شده است و لفظی که شنیده می شود نیز همین است.

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 14:00

صفحه بندی