مطلبی که ذیلا می توانید مطالعه نمائید چند دقیقه از اولین نوار از یک مجموعه شامل 10 فایل صوتی از سخنان استاد فقید دکتر سید احمد فردید است که به استناد مضمون مطالب به دوره زمانی بین شهادت شهید بهشتی و شهدای حزب جمهوری اسلامی یعنی 7 تیر 1360 تا شهادت شهیدان رجائی و باهنر یعنی 8 شهریور مربوط می شود و به اقتضای زمان، حال و هوای خاص خود را دارد:
در مواردی که استاد در وسط جمله مطلب را عوض و یا تصحیح نموده: ...
در مواردی که کلمه یا جمله ای برای نگارنده مفهوم نشده: [...] و [......]
در مواردی که در تحریر دقیق کلمه ای تردید وجود داشته: (؟)
داخل {} اضافاتی است از نگارنده:
"گرفتاری این است که در مملکت ما فعلا در یک موقعی هستیم که خب مبارزه عملی می شود، دو تا جبهه عملا هست، یک جبهه انقلابی و یک جبهه ضد انقلاب. حالا اختلاط داردبا هم، مخلوط هست، امتزاج هست اختلاط (؟) هست، التقاط هست و ممکن است یکی امروز ظاهرا شعار برای انقلاب بدهد چون نیک بنگریم این ضد انقلاب است. یا ندانسته عملی انجام می دهد فلسفه ای می گوید فکری می کند و سخنی بیان .. سخنی می گوید و کاری را بجای می آورد که تعارض می کندبا... تعارض دارد و خلاصه در خط انقلاب چنانکه باید و شاید نیست. یک عده راهم می گویند ضدانقلابی. البته ضد انقلاب برای من روشن تر است. زودتر می توانم ضد انقلاب را خودم برای خودم در این تقسیم بندی پی ببرم به افکار و احوال و اعمال دسته ای ضد انقلابی است، وضع موجود را اینها نمی خواهند. ولی رویهمرفته در تمام این مراحل فلسفه و خودآگاهی غربی ها بیشتر از ماست. مساله خودآگاهی فلسفی و خودآگاهی تفصیلی فلسفی که می گویم کمتر است. و رویهمرفته هرچه فلسفه هائی که در غرب هست اینجا هم هست ولی مساله خودآگاهی فرق می کند(؟) ولی خیلی ابتدائی است، و این خب لازمه شرق است برای اینکه فلسفه با غرب و علوم انسانی آخرین مرحله 400 سال که من می گویم غرب زدگی مضاعف خود غربی ها و نیست انگاری مضاعف آخرزمان دوره... همان دوره پانصد سال، نیم هزاره غرب است. همه شرقی ها هم بالاخره از این لحاظ تابع همین نیم هزاره هستند، همه ما. نهایت این صورت نوعی و این اسمی که نیم هزاره غربی مظهرش هست در بحران است، در خود غرب، در اروپا و در آسیا در بحران است دراین بحران اسمی که چهارصد سال پانصد سال...{بین چهارصد تا} پانصد سال غربی و از آنجا جهان مظهرش هستش، آن اسم، اسمی که هست در بحران است، همه جا {بحران} هست. با اینکه در بحران است چه در شرق چه در غرب و چه در شرق جغرافیائی و سیاسی به تقسیم امروزی لفظ یک کسانی هستند - غالبا هم دولت ها نه مردم - می خواهند همین صورت نوعی و این اسم غرب زده مضاعف خود غرب را نگه بدارند، ببینید! فعلا همواره دارند بیشتر دارند موضع به اصطلاح دفاعی می گیرند. یک دسته انقلابی هم به صورت های {...} هستند که آنها همواره بیشتر حمله می کنند، برای اینکه "نه" می گوید و این "نه" اش و اعتراضش با هجوم همراه است. فعلا آن دسته ای که موضع دفاعی دارند اسم این دسته را می گذارند که: "اینها اهل خشونت اند"، "اینها مخالف با آزادی و آزادی خواهی اند"، "اینها آنتی لیبرالیست اند"، "اینها مخالف تمدن اند". همین شعارهائی هست که می دانید. الآن در انگلستان آن عده ایرلند شمالی، آیا اینها وضع تهاجمی دارند یا تدافعی بنظر جنابعالی؟ بله؟ تهاجمی است دیگر! این می گوید "نه"، در مقابل وضع موجود می گوید "نه"، اما از طرف دیگر انگلستان در مقابل آنها وضع دفاعی گرفته و در این وضع دفاعی که گرفته "ننه غریبم بازی" هم در می آورد امروز. طبیعی است دیگر {برای اینکه بگوید} که: "ببینید اینها چی هستند"، "اینها اهل خشونت اند"، "ببینید اینها احیانا دیوانه اند"، "اینها بیمارند"، "اینها را باید بردشان به تیمارستان"، "اینها نابخردند"، از این حرف ها و "باید جلویشان را گرفت" و "تمدن در خطر است"، "آزادی در خطر است"، "انسانیت در خطر است" و پیداست این نسبت را ضمنا به چپ هم می دهند، فورا هم می گویند اینها چپ رواند. شعار است ها! برای اینکه چپ و راستی نیست، {می خواهند بگویند که} خودشان اهل یمین اند و مخالفین اهل شمال... اهل میسره اند. این ها اهل میمنه اند، این ها اهل میسره باصطلاح.
یک "1" هم هستش در قرآن که من تفسیر می کنم به اینکه آنها کسانی هستند که جهتشان گذشت از این تعارض میمنه و میسره به معنی چپ و راست است و به این معنی یعنی "نه غرب نه شرق"، "نه شرق نه غرب". و روبهمرفته این گفته "نه شرق و نه غرب" معنایش این است که به هرحال اسم دیگری را طالبند. شرقش هم همچنان همان اسم غرب زده هستش که گفتم مکر لیل و نهار است. غربش هم هست منتها {این یکی} این اسم غرب زده غربی قارعه زده را می خواهد نگه بدارد، آن یکی با این اسم ظاهرا مخالفت می کند ولی باطنا آیا واقعا هنوز رسیده بجائی که بگوید که خود من هم که چپ رو هستم این اسمی که مظهرش هستم همان اسم باصطلاح بنده طاغوت است.
برچسب:
نویسنده: باران پورعلی