خرید بک لینک

برای یافتن مطالبی در باب "اخلاق و رفتار" استاد فقید دکتر سید احمد فردید بمنظور درج در وبلاگ "درباره زندگی و آثار سید احمد فردید" جستجو می کردم که برخوردم به این قسمت از یادداشت یوسفعلی میرشکاک با عنوان "من آموزگار خود را از دست نداده ام":

"“شعر نو هم میگی؟”،“هر وقت عاقلم و مثل بقیه مردم زندگی میکنم یه چیزایی میگم”، “شعر نو رو ول کن به درد تو نمیخوره”، “چشم استاد”، “حالا یه غزل تازه بخون ببینم”، “چشم استاد”.

شب است و پنجرهای دارم که روبروی تهی بازست / شکسته حنجرهای دارم که قاب خالی آوازست

“خب، تهی یعنی چه؟”، “استاد! من ناراحت بودم، افسرده بودم”، “مزخرف نگو، تهی یعنی چه؟”، “استاد من میخواستم بگم غیر از سیاهی و بدبختی روبروی من نیست، افق ...” “چرند نگو، تهی یعنی چه؟”، “نمیدونم استاد”، “تهی یعنی تائو، یعنی خدا فهمیدی؟” “فهمیدم استاد”."

ذهنم رفت به نوشته موهن و سخیف داریوش آشوری یعنی "اسطوره فلسفه در میان ما" آنجا که می نویسد:

"بنا بر اين، در ميانِ آنچه فرديد در باره يِ ريشه شناسيِ واژه ها مي گويد، آنچه بر اساسِ آشنايي با ريشه شناسيِ واژه ها از فرهنگ هايِ ريشه شناسيكِ زبانِ فرانسه نقل مي كند مي تواند درست باشد و آنچه به صورتِ حدس و گمان هايِ شخصي از به هم بافتنِ واژه ها در چندين زبان مي گويد- زبان هايى كه دارايِ رابطه يِ خانوادگيِ زباني يا چه بسا رابطه يِ تاريخي و فرهنگي نيز با هم نبوده اند- از مقوله يِ خيال بافي و ريشه شناسيِ عاميانه است و بس. يك نمونه:

"در ذنِ ژاپني [...] خدا را ’تهي‘ (تائو) گفته اند. ژاپني ها خدا را تهي مي گويند براي اينكه تئولوژيِ سلبي دارند."

تائو واژه اي ست چيني، نه ژاپني، و نه مربوط به ذنِ ژاپني، كه مربوط است با آيين و مكتبِ حكمتِ دائوييِ چيني. اين واژه را با هزار من سريش نميتوان به ’تهيِ‘ فارسي چسباند، اگر چه شباهتِ آوايي دارد. تائو - كه واگويه يِ دقيق ترِ آن ’دائو‘ ست - يك واژه يِ بسيار كهنِ چيني ست به معنايِ راه، و هيچ ربطى به تهيِ فارسي ندارد. ژاپني ها، و نيز چيني ها، هم مفهوم و واژه يِ خدا، به معنايى كه در دين هايِ يگانه پرست مي شناسيم، ندارند تا خدا را ’تهي ‘ بنامند. فارسي و چيني هم از يك خانواد هيِ زباني نيستند، در نتيجه، اين واژ تهيِ فارسيِ نو (نه ميانه، نه باستان) (1) نمي تواند به صورتِ وام گرفته به چيني رفته و به صورتِ تائو درآمده باشد، زيرا دوهزار و پانصد سال پيش در كتاب دائو ده جينگِ لائودزو - مهم ترين و نخستين متنِ حكمتِ باستانيِ دائويي - به عنوانِ مفهومِ اصلي و محوريِ آن كتاب آمده است و نمي تواند هيچ ارتباطِ ريشه اي با هيچ واژه يِ ايراني داشته باشد."(صفحات 19 و 20)

سخنی که آشوری از فردید نقل کرده مربوط است به صفحه 140 چاپ اول "دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان" که البته آشوری جمله ای را از متن جدا کرده و آن را هم با تقطیع و بصورت فوق نقل کرده است. مطلبی که این جمله از آن نقل شده را مرحوم مددپور خداشناسی سلبی و تنزیهی عنوان نهاده و اصل عبارت به صورت زیر است:

"بنابراین در همان دوره ای که یونان می آید یک خداشناسی سلبی می آید بطوری که ما هر صفتی را می خواهیم از خدا سلب کنیم، مثل خطبه علی ابن ابیطالب (ع). این خدا شناسی در قرون وسطی هم هست که خداشناسی سلبی است. هر صفت و وصفی که به خدا دادند به او نسبت تعالی {از آن صفت و وصف} می داد. البته این طرز فکر تعالی خدا در هندی قوی است، در بودا قوی است، در ذن ژاپنی هم قوی است و از این جهت خدا را "تهی" (تائو) گفته اند ژاپنی ها خدا را تهی می گویند برای اینکه جریان تئولوژی سلبی دارند."(2)

آیا در این سخنان فردید مطلبی دال بر همریشه بودن تائو با تهی بیان شده که آشوری آن را به عنوان نمونه ای از ریشه شناسی فردید به نمایش گذاشته و می گوید "تائو" را با هزار من سریش نمیتوان به "تهی" فارسی چسباند؟ فردید در اینجا و همینطور طبق نقل قول میرشکاک می گوید:"تهی یعنی تائو، یعنی خدا" پس فعلا بحث از هم معنی بودن است و نه هم ریشه بودن.

آشوری برای تخطئه فردید می گوید تائو یک واژه بسیار کهن چینی است به معنی راه و هیچ ربطی به تهی فارسی ندارد. این معنی تائو و این که این کلمه چینی است را مسلما فردید میدانسته چرا که در یادداشت "همسخنی با هیدگر" می نویسد:

" معانی "راههای غی" یا "راههای هیولائی" = "هولتسوگه" به تعبیر هیدگر در کتابی به همین نام (هولتس وگ = راه گیلی به ترجمه این حقیر با توجه به معنی اصلی "گیل" یعنی جنگل که با لفظ یونانی "هولی" به معنی چوب و جنگل هردو (هیولی به عربی) و "غیل" عربی به معنی جنگل و "جول" فارسی مشترک لفظی و معنوی است). در مقابل "سبیل رشد" و "صراط مستقیم" ، قریب بمعنی "تائو" به زبان چینی و " فلدوگ" به تعبیر هیدگر و "طریقت رندی" به تعبیری از حافظ شیرازی و " کوره راه " به ترجمه و تفسیر نویسنده این یادداشت از سالهای پیش تا کنون."

البته این کلمه می تواند معانی دیگری نیز داشته باشد. نگارنده که هیچگونه آشنائی تخصصی در این مسائل ندارد با جستجو در منابع اینترنتی در این ارتباط به موارد ذیل برخورده است:

""تائو ته جینگ یا دائو د جینگ کتابی از ادبیات باستانی چین است نام این کتاب از واژه تائو به معنی راه گرفته شده است هر چند حکمای آئین تائو آن را برابر با اصل متعالی گرفته اند " (ویکیپدیای فارسی)

"تجربه اصلی بودا از نظر ذن، نوعی بیداری به مرتبه فراآگاهی است. گفته میشود استاد ذن، که بودهی دهارمه نام دارد، در چین به استاد چینی پس از خودش اکا در پاسخ به اینکه چگونه فرد میتواند به حوزه حقیقت مطلق ( tao ) وارد شود، چنین گفته است...."(ذن بودائی از نگاه توحیدی، مژگان سخائی ، کتاب نقد شماره 35 نقل از سایت حرف آخر)

"تهی در کیهان شناسی تائو نشان دهنده یک حالت منفی است منظور از تهی بودن همان تهیای روحانی انسان است که با حالت بی کنشی روبرو است و مفهوم اساسی تهی همان حالت آغازین تائو است (راز رازهها ) از دید شرقی حقیقتی که زیر بنا است حقیقتی است تهی که جوهر تمام اشکال و سرچشمه زندگی را تشکیل میدهدو این همان فضای خالی زنده ایی است که موجد تمام اشکال محسوس است......" (مبانی نظری هنر ادیان، مریم فدائی تهرانی، مریم وبلاگ)

"بنا بر کیهان شناسی تائو قبل از اینکه جهان به شکل فعلی خود ظهور کند تنها صورتی از خلاء و تهی بودن مطلق وجود داشت که همه چیز را در خود به صورت بالقوه داشت"(حامد کاتوزی، مفهوم ووچی، سایت iranyangtaichi.com)

"از آن جا که می بایست آیین بودایی ماهایانا با روحیات مردم چین سازگار آید, لازم بود راه درازی پیموده شود و اندیشه وران بزرگی در این راه به تلاش برخیزند, تا این که سرانجام ذن همراه با عرفان بودایی (تهیت) در چین دگرگونی یابد"(اندیشه های آئین ذن در ژاپن، پایگاه اطلاع رسانی حوزه )

در همین منابع گفته شده که آیین ذن (که از چین به ژاپن منتقل شده) صرفا یک مکتب بودایی نیست بلکه عناصری از دین تائو را هم درون خود دارد.

واقعا داریوش آشوری و امثالهم باید قبول کنند که مقایسه معلومات آنها با معلومات وسیع و عمیق مرحوم فردید بردن چشمه بر ژرف دریاست و ادامه این داوری دیوانه وار از سوی آنان که خود چندین سال ساعتها در محضر فردید می نشسته و چشم به دهان وی می دوخته اند سرانجام به آبروریزی خود آنان منجر خواهد شد کما اینکه همینک کسی مثل علیرضا میرسپاسی از همین منظر مدعی آنان شده است ضمن اینکه واضح است که معلومات و حتی هوشمندی و ذهن قوی شخصیتی پذیرفتن باید و نباید و خوب و بد وی را الزام آور نمی سازد.

1 - تهی . [ ت َ / ت ِ / ت ُ ] (ص ) به معنی خالی ... که در مقابل پر است . (برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از فرهنگ رشیدی ). پهلوی توهیک ، تیهیک ، تهک ،تی . خالی ، مقابل پر. (فرهنگ فارسی معین ). پهلوی «توهیک » و «تیهیک » ... از پارسی باستان «توثیه که » از «توسیه » «توسیه » هندی باستانی «توچ چیه » اوستا «تئوش » ... طبری «تیسا» (خالی ) هرن ، تهی را ذیل کلمه ٔ «ته » آورده . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) (نقل از سایت واژه یاب)

2 - اینکه "دیدار فرهی..." تا چه حد دقیق و صحیح است جای بحث دارد و ایکاش کسانی که نوارهای استاد فردید را در اختیار دارند نسبت به تصحیح متن کتاب با مقایسه با نوارها اقدام کنند.

3 – دکتر علیرضا میرسپاسی که مدعی است همه مدارک مربوط به فردید را از داخل و خارج ایران از زمان رضا شاه جمع آوری کرده در مصاحبه با مسعود عسگری سروستانی می گوید:

"هنگامی که من یا شما با افرادی که با چنین فردی{فردید} نزدیک بودند و او را استاد می شناختند، صحبت می کنیم، می گویند که او پرت و پلا می گفت و ما نمی فهمیدیم چه می گوید. تعجب این جاست که آن جوانان مستعد و علاقه مند به علم و فلسفه که برای سال ها هر هفته در نشست های احمد فردید شرکت می کردند، مانند داریوش آشوری، داریوش شایگان و غیره، اگر به نوشته های آن موقع آن ها رجوع کنید، به شدت تحت تأثیر تفکر فردیدی بودند. آنها علاقه ای را که به نیچه پیدا کردند و به هایدگر پیدا کردند، مسلماً متأثر از فردید بود. من با پاسخ این افراد که فردید پراکنده گویی می کرده و هیچ نمی فهمیده، راضی نمی شوم"

برچسب: نویسنده: باران پورعلی تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 20:00

صفحه بندی